روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٥٩ - فصل هفتم در فضيلت سخا و جود و مذمت بخل
- صلوات اللّه عليه- صورت حال را به عرض حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله رسانيد. و آن حضرت به جانب خانه حضرت فاطمه ٣ روان شد و چون به حجره حضرت فاطمه ٣ رسيد، ديد كه آن حضرت در مصلّاى خود به عبادت مشغول است و از گرسنگى و بىقوتى شكم بر پشت چسبيده. چون قرّة العين خود را بدان حالت مشاهده نمود، فرمود:
«و اغوثاه! يا اللّه! اهلبيت محمّد صلّى اللّه عليه و اله يموتون جوعا.» يعنى: «اى پروردگار عالم! اهل بيت محمّد صلّى اللّه عليه و اله از گرسنگى بخواهند مرد.» و در روايت ابن مهران باهلى مروى است كه، چون آن حضرت اهلبيت خود را به آن حال ديد، خود را بر ايشان انداخت و گفت كه، «شما سه روز و سه شب است كه هيچ طعام نخوردهايد و از بىقوتى ضعيف گشتهايد و من از شما غافلم.» پس، جبرئيل از جانب ملك جليل در رسيد و فرمود كه، «يا محمّد! هنيئ گردانيد خداى عز و جلّ از براى تو در اهلبيت تو.» حضرت فرمود كه، «چهچيز بگيرم يا جبرئيل؟» پس، جبرئيل ٧ سوره هل أتى على الانسان را خواند تا آخر سوره.
حكايت
آوردهاند كه يكى از ياران حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله هديّهاى نزد دوستى فرستاد. و آن دوست به خانه دوست ديگر فرستاد، و همچنين به آن چندين خانه دوست فرستادند و آخر به همان خانه دوست اولين رسيد. با آنكه همه در غايت گرسنگى و فاقه بودند بر دوستان خود ايثار نمودند.
حكايت
از حذيفة بن عدى نقل است كه گفته: «در حرب تبوك بسيار كس شهيد شدند.[١] از تشنگى من آب برگرفتم و پسر عمّ خود را طلب كردم و وى را يك نفس مانده بود. از تشنگى گفت: خ اين را به هشام ده خ. نزديك او رفتم. او حواله به ديگرى كرد كه، خ آب به
[١] - در غزوه تبوك، كه در سال نهم پس از هجرت روى داد، به دليل عدم حضور روميان جنگى به وقوع نپيوست، لذا انتساب ماجرا به اين جنگ صحيح نيست.