روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٥٤ - فصل هفتم در فضيلت سخا و جود و مذمت بخل
باشد. پس، به درستى كه حسنثنا بيشتر از آن است.» و فرموده: «لا تعظمن النوال و ان عظم فانّ قدر السؤال اعظم منه.»[١] يعنى: «عظيم مگيريد عطا را و اگرچه عظيم باشد.
پس، به درستى كه قدر سؤالى كه سائل نموده عظيمتر از آن عطا و نوال است.» و فرموده:
«من سمحت نفسه بالعطاء استعبد ابناء الدّنيا.»[٢] يعنى: «هركس كه سماحت كند نفس او به بخشايش، در بندگى خود درآرد ابناى دنيا را.» و فرموده: «ما استرقت الاعناق بمثل الاحسان ما كدرت الصّنايع بمثل الامتنان.»[٣] يعنى: «بنده نشد گردنها به چيزى مثل احسان و بخشش و مكدّر نشد كارهاى نيكو به چيزى مثل منّت نهادن بر آن كار.»
و فرموده: «ما استجلبت المحبّة بمثل السّخاء و الرّفق و حسن الخلق.»[٤] يعنى:
«جلب محبّت به هيچچيز نمىشود به مثل سخا و رفق و خوشخلقى.» و فرموده: «ما فرار الكرام من [الموت][٥] كفرارهم من البخل و مقاربة اللّئام.»[٦] يعنى: «نيست فرار كريمان از مرگ مانند فرار ايشان از بخل و نزديكى لئيمان.» و فرموده: «لا سيادة لمن لا سخاء له.»[٧] يعنى: «سرورى نيست مر كسى را كه سخا نيست.» و فرموده: «البخيل خازن لورثته.»[٨] يعنى: «بخيل خازن وارثان خود است.» و فرموده: «الكرم معدن الخير.»[٩] [يعنى: كرم معدن خير است.] و فرموده كه، «البذل يكسب الحمد.»[١٠] يعنى:
«بذل حمد اكتساب مىكند.» و فرموده: «السخاء خلق الانبياء.»[١١] يعنى: «سخاوت خلق پيغمبران است.» و فرموده: «السّخاء يثمر الصّفا البخل ينتج البغضاء.»[١٢] يعنى:
«سخاوت صفا ثمره دهد، و بخل بغض و ناخشنودى نتيجه دهد.» و فرموده: «السّخاء ستر العيوب.»[١٣] يعنى: «سخاوت پوشش عيبهاست.» و وجه اين، آن است كه صاحب سخاوت، هرچند عيبها [٩٠ ب] داشته باشد، آن كسان كه احسان او به ايشان رسيده در پوشش عيبهاى او مىكوشند، و همچنين ديگران بنابر محبّتى كه به او دارند، چه سخا
[١] - همان، ش ١٠٢٠١:« لا تستعظمن ...».
[٢] - همان، ش ٩٠٧٧.
[٣] - همان، ش ٩٥٠٣.
[٤] - همان، ش ٩٥٦١.
[٥] - اضافه از مر است.
[٦] - غرر الحكم، ش ٩٦٩٣« ما فرار الكرام من الحمام ... و مقارنة اللئام».
[٧] - همان، ش ١٠٧٨٦.
[٨] - همان، ش ٤٦٤
[٩] - همان، ش ٥٦٨.
[١٠] - همان، ش ٧٧٦.
[١١] - همان، ش ٧٧٧.
[١٢] - همان، ش ٧٧٩.
[١٣] - همان، ش ٩١٤.