روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩٦ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
گيرند و ظلم را نگذرانند و به داد مظلوم نرسند، و حقّ تعالى روز قيامت سؤال آن از پادشاه خواهد كرد، بلكه قانون حقّ آن است كه پادشاه راهى قرار داده باشد كه اگر عمّال مظالم دادرسى مظلوم نكنند، او را طريقى باشد به آنكه عرض حال خود به خدمت پادشاه نمايد؛ و راه مظلومان بالكلّيّه به جانب پادشاه مسدود نباشد، بلكه عرايض و مطالب ايشان به خدمت پادشاه مىرسيده باشد و پادشاه خود متوجّه تحقيق ديوان ايشان شده باشد، و از جهت اين كار [٤٥ ب] روزهايى مقرّر مىداشته باشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله نقل است كه آن حضرت فرموده كه، «هركه والى امرى از امور مسلمانان شود و در خود بر ضعيف و صاحب حاجت ببندد- يعنى، دست صاحبان حاجات و مطالب به او نرسد- حقّ- جلّ و علا- در رحمت خود بر روى او ببندد در روز احتياج و درماندگى او.» حضرت امير المؤمنين ٧ فرموده: «هركس نعمتهاى خداى عز و جلّ بر او بسيار باشد، حاجات مردمان به او بسيار است». پس، اگر قيامت نمود به آنچه خداى عز و جلّ بر او فرض گردانيده، آن نعمتها در معرض دوام درآورده و اگر منع كرد آنچه خداى عز و جلّ واجب گردانيده در آن نعمتها، آن نعمتها را در معرض زوال درآورد.
|
بزرگانى كه مانع مىشوند ارباب حاجت را |
به چوب از آستان خويش مىرانند دولت را |
|
|
عدالت كن كه در عدل آنچه يك ساعت به دست آيد |
ميسّر نيست در هفتاد سال اهل عبادت را |
|
حكايت
آوردهاند كه روزى انوشيروان از وزير سؤال كرد كه، «سبب آن چيست كه باز كوتاه عمر بود و گنجشك دراز عمر؟» وزير گفت: «از بهر آنكه باز ظالم است و جبّار و گنجشك ضعيف و كمآزار و چون حال چنين است جهد بايد كرد تا بر احوال رعيّت پادشاه را وقوف تمام حاصل آيد، و نبايد كه در زواياى ممالك بىوقوف پادشاه چيزى رود كه سرانجام آن وبال و زوال باشد.»