روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٥٤ - فصل چهارم در بيان گناهان كبيره و صغيره و اختلافاتى كه علما را در اين باب هست، و بيان آنچه حق است در هر مقام
امثال آن شدن.
و بعضى چيزهاى ديگر نيز شمردهاند: مانند قيادت و آن، آن است كه شخصى واسطه بههم رسانيدن فعل حرام- مانند زنا و لواط- شود، ديگر دياثت و آن، آن است كه شخصى در فساد نسبت به حليله[١] و حرم خود پروايى نداشته باشد و غيرتى او را نباشد، ديگر قطع رحم و آن، آن است كه از خويشان خود مانند فرزندان و برادران و خواهران و اعمام و اخوال و امثال ايشان دورى كند و ايشان را نبيند و مهربانى نسبت به ايشان نكند و احسان و بذل مالى كه نسبت به ايشان فراخور حال و اندازه هريك متعارف است بهجا نياورد، ديگر نماز فريضه را تأخير از وقت كردن عمدا تا آنكه قضا شود، ديگر دروغ، خصوصا دروغ بر خدا و پيغمبر و ائمه عليهم السّلام بستن و ببايد دانست كه يك دروغ و دو دروغ داخل كباير نيست، بلكه كبيره آن است كه مداومت بر دروغ كند و دروغ بسيار مىگفته باشد چنانكه او را كذّاب گويند. ديگر، مسلمانى را به غير حقّ زدن. ديگر، گواهى را پنهان داشتن و ببايد دانست كه شهادتى كه اظهار آن واجب است شهادتى است كه آن شخص را بر آن مطلب گواه گرفته باشند نه مطلق. ديگر، سعايت و تردّد به خانه ظالمان كردن، جهت آزار رسانيدن به مسلمانان و اگر مطلب دفع ظلم از مسلمانى باشد ثواب است.
ديگر، زكات واجب بازداشتن و به مستحقّ نرسانيدن. ديگر، حجّ واجب را از سال وجوب تأخير نمودن. ديگر، صيغه ظهار گفتن و آن آن است كه شخصى به زن خود مىگويد كه تو، بر من مانند ظهر مادرى. ديگر، محاربه كردن جهت راه بريدن و حراميگرى كردن.
و قولى كه علماى ما اختيار كردهاند در باب كبيره، و حقّ و صواب آن است كه گناه كبيره هر گناهى است [٣٣ آ] كه در قرآن مجيد وعيد عذاب بر آن واقع شده باشد. و از حضرت صادق ٧ منقول است كه از آن حضرت پرسيدند از كباير. فرمود كه، «در كتاب على ٧ هفت است:
كفر به خداى عز و جلّ و كشتن نفس، و عاق شدن بر پدر و مادر، و سود خوردن بعد از تنبيه- يعنى، بعد از آنكه ثابت شود و معلوم شود كه اين سود است و حرام است- و خوردن
[١] - زوجه.