روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٢٥ - فصل دوم در بيان اختلاف مراتب ايمان
وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا[١] يعنى: «راه مرو در زمين از روى نشاط و كبر كه به درستى كه تو نمىشكافى زمين را و به كوهها نمىرسى از طول». و فرموده:
وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ[٢] يعنى:
«طلب ميانهروى كن در رفتار خود و پست گردان آواز خود را كه ناخوشترين آوازها آواز الاغ است». و فرض گردانيده خداى عز و جلّ بر رو سجده كردن از جهت خداى عز و جلّ در شب و روز در وقتهاى نماز. و فرموده:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[٣] يعنى:
«اى گروهى كه ايمان آوردهايد ركوع كنيد و سجود كنيد و بكنيد كار خير را به اميد آنكه فلاح و رستگارى يابيد، و اين فريضهاى است جامع بر رو و دستها و پايها».
فرمود حضرت كه، «هر كس ملاقات كند با خداى عز و جلّ در حالتى كه حافظ جوارح خود باشد و وفا كرده باشد به هرجارحهاى از جوارح او، آنچه فرض گردانيده خداى عز و جلّ بر آن جارحه، ملاقات مىكند با خداى عز و جلّ در حالى كه مستكمل ايمان خود است، و او از اهل بهشت است؛ و هر كه خيانت كند در چيزى از آنها يا تعدّى كند از آن چيزى كه امر كرده خداى عز و جلّ به آن، ملاقات مىكند با خداى عز و جلّ ناقص الايمان).
تمام شد آنچه قصد نقل آن بود، از جمله حديث مذكور، و از اين حديث ملخّص مىشود كه اين مرتبه ايمان آن است كه هر عضوى فرايض الهى را بهجا آورد و مرتكب منهيّات نشود. و ايمان را درجهاى [٢٤ ب] ديگر هست از اينها بالاتر، و آن مرتبه سابقان و مقرّبان است. و آن مؤمنان گروهىاند كه به غير خداى عز و جلّ به هيچچيز متوجّه نمىشوند و ايشان را التفات به هيچچيز از دنيا و آخرت نباشد و رضاى ايشان تابع رضاى الهى باشد، هرچه خدا به ايشان دهد به آن راضى باشند. اگر خدا صحّت دهد آن را خواهند، و اگر مرض دهد آن را خواهند، و اگر فقر دهد فقر را دوست دارند، و اگر غنا دهد غنا را دوست دارند، و اگر حيات دهد حيات را دوست دارند، و اگر مرگ دهد مرگ را دوست دارند. بههرحال، راضى باشند و حالى ديگر نخواهند و چيزى ديگر نطلبند؛ و اين
[١] - اسراء: ٣٧.
[٢] - لقمان: ١٩.
[٣] - حجّ: ٧٧.