اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢١٣ - و فرشتگانى ديگر
هرگز دگرگونى نخواهى يافت.
سنّتهاى الهى بسيارند؛ از جمله اين سنّتها «سنّتِ آزمايش» است كه علاوه بر جنبه اجتماعى در امور وشئون فردى آدميان نيز جارى است. براى جريان اين سنّت، خداى متعال زمينه ارتكاب افعال اختيارى و گزينش راه و روش را در قلمرو حيات آدمى فراهم آورده است. از همين رو، او را موجودى آزاد و انتخاب گر آفريده است و اگر جبرى الهى در مورد انسان وجود داشته باشد جبر در «داشتن اختيار و آزادى» است، و اگر تقدير و مشيّتى هم از سوى پروردگار وجود دارد، اين است كه انسان بايد با «آگاهى و آزادى»، خود انتخاب كند. و اگر بر علم خدا درباره انسان چيزى گذشته، همان است كه آدمى بتواند با عمل ارادى و با آزادى خود «انتخاب» كند و براى اين كه به اراده و انتخاب آدمى حركت و جهت بدهد، با فرستادن پيامبران هدايت خويش را به مدد تلاش عقل او فرستاده است تا راهنماى او گردد. اين هدايت، نه به معناى تحميل جبرِ مشِيّت است و نه، به معناى خاموش كردن فروغ اراده خلّاقِ انسان؛ بلكه نوعى حمايت و دستگيرى و دعوت است همراه با لطف و رأفت و وِداد و اين هدايت نورى است بصيرتافزا و رهگشا، نه بند و زنجيرى بر اراده آزاد آدمى. و در حقيقت يكى از سنّتهاى ديگر الهى است كه همراه با سنّت آزمايش يا پيشتر از آن در تدبير زندگى انسانها جارى است. علاوه، اين جهان را به گونهاى آفريده است كه خوشىها و كامجويىها با ناخوشىها و ناكامىها در هم آميخته و حيات ما آدميان با اين گونه امور گره خورده است:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ.[١] بىگمان انسان را در رنج آفريدهايم!
كَبَد، به معناى دست و پنجه نرم كردن با مشكلات و گرفتارىهاست، و پشت سر نهادن و گذر از گردنههاى سخت براى رسيدن به مقصود است؛ به معناى درد و رنج پرفشار و محرك به سوى كوشش و پايدارى است. ظرف «فِى كَبَدٍ» اين حقيقت را مىرساند كه آدمى در ظرف و متن درد و رنج فشرنده آفريده شده است، نه آنكه دردها و رنجها تنها از عوارض وجود آدمى باشد؛ چرا كه ساختار بدنى و معنوى انسان از تركيب و درهم آميختگى تضادها و كشمكشها برآمده و مانند كفى است كه در ميان امواج و عوامل
[١] - بلد، آيه ٤