اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٦ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
ادراك كسى كه او را مىبيند به صورت انسان درمىآيد، در حالى كه بيرون از ظرف ادراك بيننده؛ يعنى در خارج، واقعيت ديگرى دارد و آن صورت فرشته است؛ چرا كه اگر فرشته به صورت انسانى متمثل يا متشكل شود، انسان واقعى مىشود و ديگر فرشته نخواهد بود.
از همين رو، آنگاه كه مىگفتند: چرا بر او فرشتهاى فرو فرستاده نشد؛ «وَ قالوُا لَوْلا انْزِلُ عَلَيْهِ مَلَكٌ؟»[١] در پاسخ آنان فرمود: «اگر فرشتهاى مىفرستاديم، كار تمام بود؛ يعنى هلاك مىشدند، و ديگر مهلت نمىيافتند؛ «وَ لَوْ انْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِىَ الْامْرُ ثُمَّ لايُنْظَرونَ».[٢] و اگر او را؛ يعنى پيامبر را فرشتهاى، مىگردانديم، او را [به گونه] مردى درمىآورديم و باز هم بر آنان همان اشتباهى را كه مىكردند، پيش مىآورديم؛ «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِم ما يَلْبِسُونَ».[٣] بنابراين مراد از «تَمَثُّلِ» فرشته به صورت بشر، براى حضرت مريم (س)، اين است كه در حواسّ بينايى مريم (س) به صورت بشر تمثّل و تجسم يافت، وگرنه به واقع همان روح (فرشته) بود نه بشر:
فَارْسَلْنا الَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوَيّاً.[٤] ما روح خود را به سوى او فروفرستاديم كه چون انسانى بِاندام، بر او پديدار گشت.[٥]
يعنى در ادراك مريم (س) جبرئيل كه از فرشتگان مقرب و بزرگ الهى است، به صورت بشر تمثل يافت، نه اينكه واقعاً به آن صورت درآمده باشد و كارى محال تحقق يافته است؛ بلكه در خارج از ادراك وى صورتى جز صورت بشر؛ يعنى همان صورت فرشتهاى داشته است. و اساساً، معناى تمثّل، يعنى چيزى براى چيز ديگرى به صورتى خاصّ درآيد؛ تَمَثَّل شَىٌ لِشَىٍ فِى صُورَةٍ كذا. ما حصل آنچه گفته شد، اين است كه تمثل مَلَك (فرشته) به صورت بشر، ظهور و بروز فرشته براى بيننده به صورت بشر است، نه اين كه فرشته تغيير ماهيت داده و بشر بشود.
[١] - انعام، آيه ٨
[٢] - همان
[٣] - همان، آيه ٩
[٤] - مريم، آيه ١٧
[٥] - به قرينه آيه ١٨ تا ١٩ بعد از آيه تَمَثُّل، روح همان جبرئيل است؛ يعنى روحى كه به فرمان خداوند براى مريم( س) تمثل يافته است فرشته بوده است