اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢ - زمانه بعثت
لِلْعَالَمِينَ».
بعثت محمد ٦ نعمت ويژه ماست
|
در اين ره انبياء چون ساربانند |
دليل و رهنماى كاروانند |
|
|
از ايشان سيّد ما گشته سالار |
هم او اوّل هم او آخِر در اين كار |
|
(شيخ محمود شبسترى)
«دوُنَ الْامَمِ الْماضِيةِ وَ الْقُرُونِ السَّابِقَةِ»، اشاره به اين نكته است كه خداى منّان نعمت وجود پيامبر ٦ و فضيلت بعثت او را به مردم آخِرالزّمان ارزانى داشت؛ زيرا كه امتّهاى پيشين ظرفيت پذيرش اين نعمت درياوَش را نداشتهاند. از اين رو، از آن بىبهره بودهاند. وجود مقدّس حضرت محمد ٦ ميوه درخت پاك و پاكيزه نبوّت است كه «ميوه خود را هر هنگام به فرمان پروردگارش مىدهد؛ «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»،[١] و در آغاز، در علم مكنون خداوند منظور گشته و بر زبان پيامبرانِ پيشين و در لابهلاى كتابهاى مقدّس آنان، با كنايه و استعاره و تمثيل، بشارت داده شده است و سرانجام به عنوان كاملترين و جامعترين ثمره آفرينش، در عرصه طبيعت، به عنوان كاملترين تجلّى الهى آفريده شد و با آفرينش او، آينه هستى جلا يافت و جانى تازه در پيكر هستى دميده شد.
|
جهان چون توست يك شخص معيّن |
تو او را گشته چون جان او تو را تن |
|
(شيخ محمود شبسترى)
از آنجا كه مقام نبوّت كه نوعى وساطت ميان خدا و بندگان است، از اهميّتى بسيار بالا برخوردار است، بهويژه كه بيان كننده ميانجيگرى در بيان سعادت و شقاوت، و صلاح و فسادِ مادّى و معنوى انسانهاست، طبيعى است كه صاحبان اين منصب و مقام معنوى، از ويژگىهايى برخوردار باشند كه ديگر افرادِ انسانى، فاقد آن هستند؛ يعنى سازمان نفسانى آنها بالاتر و برتر از طبيعت و سرشت عمومى انسانهاست؛ چرا كه بايد با هدايت وجودى و منطقى خاص خود، بتوانند تحوّلى در نوع انسان پديد آورند. بنابراين، ويژگيها و شاخصههاى نفسانى آنها را نمىتوان همانند نوعِ عمومى انسانها دانست. بلكه فاصله آنها از نوع انسان، فاصله انسان با انواع ديگر حيوان است. على (ع) فرمود:
[١] - ابراهيم، آيه ٢٥