اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٤ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
پرداخت، و در تطهير و پاكى جامعه بشرى از آلودگيهاى نفسانى و پليديهاى روحى كوشيد شخصيت و كسانى را كه از خود بتى و اربابى ساخته بودند درهم كوبيد. دعوت محمد ٦ بر اساس قهر و غلبه و زور و تزوير نبود. پذيرش دعوتش را بر هيچ كس تحميل نكرد؛ بلكه مردم را در ردّ و قبول آن آزاد گذاشت:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً.[١] ما راه را به او (انسان) بنموديم، يا سپاسگزار باشد و يا ناسپاس.
محمد ٦ پيش از آن كه دعوتش را بر اعمال و رفتار آدميان مبتنى كند، دلها را مىربود. از اينرو، دعوت او بر محور ايمان بود، و جاى ايمانِ مومن قلب اوست، و اين قلب است كه فرمانرواى دست و زبان و ديگر اعضا و جوارح آدمى است و جوارح آدمى كارگزارِ دل اوست. و پر روشن است كه دعوتِ دلها و ربودن آنها از راه زور و چيرگى ممكن نيست. از اينرو، براى نفوذ در دلها، از پند نيكو و دلپذير بهره مىجست و براى تسخير انديشهها و تسليم خردها، راه حكمت و برهان را در پيش داشت، و در برخورد با عنادوَرْزان، با شيوهاى نيكوتر (جدال احسن) گفت و گو مىكرد. و اينها، راههايى بود كه از خداى خويش آموخته بود:
ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.[٢] [مردم را] با حكمت- گفتار درست و استوار- و پند نيكو به راه پروردگارت بخوان، و با آنان به شيوهاى كه نيكوتر است مجادله و گفت و گو كن.
دين اسلام وجود خود را به كشورگشاييها و جوانمرديهاى بنيان گزارانش مديون است.
در صورتى كه مسيحيان به يارى شمشير و تلّ آتش، آيين خود را به ديگران تحميل مىكنند ... پروردگارا! كاش همه ملّتهاى اروپا روش تركانِ مسلمان را سرمشق خود قرار مىدادند. دينى كه محمد ٦ آورد بىگمان از مسيحيت برتر بود. در آيين او هرگز يك مرد يهودى (حضرت عيسى) را به خدايى نگرفتند، و يك زن يهودى (حضرت مريم) را مادر
[١] - انسان، آيه ٣
[٢] - نحل، آيه ١٢٥