الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٦ - دل بسته نباش؛ آسوده باش
نبوده است. همه اينها به خاطر دلبستگى به دنياست. دلبستگى به دنيا، عامل نارضايتى از آن است. پيامبر (ص) در اين باره مىفرمايد:
الرَّغبَةُ فِى الدُّنيا تُكثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ.[٨٦٤]
دلبستگى به دنيا حزن و اندوه را مىافزايد.
ايشان در كلام ديگرى مىفرمايد:
أنَا زَعيمٌ بِثَلاثٍ لِمَن أكبَّ عَلَى الدُّنيا: بِفَقرٍ لا غِناءَ لَهُ وبِشُغلٍ لا فَراغَ لَهُ وبِهَمٍّ وحُزنٍ لَاانقِطاعَ لَهُ.[٨٦٥]
من سه چيز را براى كسى كه دل به دنيا بسته است تضمين مىكنم: فقرى كه بىنيازى براى آن نيست؛ گرفتارىاى كه آسودگى براى آن نيست؛ و اندوهى كه پايان ندارد.
امام على (ع) نيز پيامد دلبستگى به دنيا را سه چيز مىشمرد: اندوه بىحاصل، حرص، و آرزوى برآورده نشده:
مَن لَهِجَ قَلبُهُ بِحُبِّ الدُّنيا التاطَ مِنها بِثَلاثٍ: هَمٍّ لا يغنيهِ وحِرصٍ لا يترُكهُ وأمَلٍ لا يدرِكهُ.[٨٦٦]
هر كس قلبش به دنيا دلبسته شود، به سه چيز مبتلا مىشود: انديشناكشدنى كه او را بىنياز نمىكند؛ حرصى كه او را رها نمىسازد؛ و آرزويى كه به آن نمىرسد.
بنا بر اين، محنت و رنج، با دلبستگى به دنيا مقرون است.[٨٦٧] پيام اين بخش از متون دينى- كه كم هم نيست- دنياستيزى و تشويق به گريز از زندگى نيست؛ پيام آن، روشن كردن ماهيت دلبستگى به دنيا و نقش آن در تخريب زندگى و نارضايتى از آن است. كسى كه از اين حقايق، آگاهى داشته باشد، براى آنكه راحت زندگى كند، به دنيا دل نمىبندد.
دلبسته نباش؛ آسوده باش
براى رضايتبخش كردن زندگى، لازم نيست دنيا را تغيير دهيم و يا دنياى ديگرى را آرزو كنيم و بيافرينيم. مىتوان در همين دنياى ناپايدار، راحت زندگى كرد؛ به شرط آنكه راه آن را بدانيم و يكى از راههاى آن، دل نبستن به دنياست. در ادبيات دين براى دلبسته نبودن به دنيا از واژه «زهد»
[٨٦٤]. الخصال، ج ١، ص ٧٣؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٩١، ح ٦٥.
در حديث ديگرى آورده كه آن حضرت مىفرمايد: الرَّغبَة فِى الدُّنيا تُطيلُ الهَمَّ وَالحُزنَ؛ دلبستگى به دنيا اندوه و غم را طولانى مىگرداند( نثر الدرّ، ج ١، ص ١٧٠).
امام صادق( ع) نيز در اين باره مىفرمايد: الرَّغبَة فِى الدُّنيا تورِثُ الغَمَّ وَالحُزنَ؛ دلبستگى به دنيا، غم و اندوه را به ارمغان مىآورد( تحف العقول، ص ٣٥٨؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٢٤٠).
[٨٦٥]. كنز الفوائد، ج ١، ص ٣٤٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٨١.
[٨٦٦]. نهج البلاغة، حكمت ٢٢٨؛ غرر الحكم، ح ٢٤٥٦؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٦٢.
[٨٦٧]. امام على( ع): المحنة مقرونة بحبّ الدنيا( غرر الحكم، ح ٢٤٤٧؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٣).