الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٥ - همانند ميهمان!
امام على (ع) با بيانى ديگر در اين باره مىفرمايد:
إنَّ الدُّنيا مَنزِلُ قُلعَةٍ ولَيسَتِ بِدارِ نُجعَةٍ، خَيرُها زَهيدٌ وشَرُّها عَتيدٌ ومُلكها يسلَبُ وعامِرُها يخرَبُ.[٨٣٣]
همانا دنيا منزلى است كه هر لحظه از آن بايد آماده كوچ باشى و جايگاه اقامت نيست. خوبى آن، اندك و بدىاش آماده است و حكومتش رو به نيستى مىرود و آبادىاش ويران مىشود.
دنيا را بايد گذرگاه آخرت دانست، نه خانه زندگى و قرارگاه حيات.[٨٣٤] اگر به اين واقعيتْ واقف شويم و آن را باور كنيم، كاستىها و سختىهاى آن را تحمّل خواهيم كرد؛ چون موقّت و غير اصيل است. آنچه تحمّلناپذير است، كاستىهاى سراى جاويد و اصيل است.
پس براى اينكه راحت زندگى كنيم، بهتر است خود را در دنيا اين گونه فرض كنيم:
- همانند ميهمان!
ناله و شكايت، مخصوص كسانى است كه دنيا را منزل هميشگى خود و مال را ملك خود مىدانند. تصوّرى غير واقعى است. امّا اگر انسان، خود را مهمان بداند، به دنيا دل نمىبندد و ناملايمات آن آسان مىگردد. پيامبر (ص) در اين باره مىفرمايد:
كونوا فِى الدُّنيا أضيافاً ... تَبنونَ ما لا تَسكنونَ، وتَجمَعونَ ما لا تَأكلونَ، وتَأمُلونَ ما لا تُدرِكونَ.[٨٣٥]
[٨٣٣]. غرر الحكم، ح ٢٢٧٤؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٤٥. نيز، ر. ك: نهج البلاغة، خطبه ١١٣؛ كشف المحجّة، ص ١٦٥.
[٨٣٤]. امام على( ع): اوصيكم عِبادَ اللهِ بِتَقوَى الله، واحَذِّرُكمُ الدُّنيا؛ فَإِنَّها دارُ شُخوصٍ، ومَحَلَّة تَنغيصٍ، ساكنُها ظاعِنٌ، وقاطِنُها بائِنٌ؛ اى بندگان خدا! شما را به پروا از خدا سفارش مىكنم و از دنيا برحذرتان مىدهم؛ زيرا دنيا، سراى رفتن است و جايگاه تلخىها؛ ساكن آن، كوچگر است و مقيم آن، از دنيا جدا مىشود( نهج البلاغة، خطبه ١٩٦؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ١٣٣، ح ١٣٧).
امام على( ع): إنَّ الدُّنيا دارُ شُخوصٍ ومَحَلَّة تَنغيصٍ، ساكنُها ظاعِنٌ، وقاطِنُها بائِنٌ، وبَرقُها خالِبٌ، ونُطقُها كاذِبٌ، وأموالُها مَحروبَة، وأعلاقُها مَسلوبَة. ألا وهِى المُتَصَدِّية العَتونُ، وَالجامِحَة الحَرونُ، وَالمانِية الخَؤونُ؛ دنيا، سراى رفتن است و جايگاه تلخىها؛ ساكن آن، كوچنده است و مقيم آن، از دنيا جدا مىشود؛ آذرخشش بىباران است، گفتارش دروغ، دارايىهايش به غارت رونده و نفايسش از كفرونده. بدانيد كه دنيا، سختگير و سركش و چموش است و دروغگويى، خيانتپيشه است( غرر الحكم، ح ٣٦٧٢؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٤٦، ح ٣٢٤١ وص ٥٥٦، ح ١٠٢٤٣).
امام على( ع): الدُّنيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ، وَالنّاسُ فيها رَجُلانِ: رَجُلٌ باعَ فيها نَفسَهُ فَأَوبَقَها، ورَجُلٌ ابتاعَ نَفسَهُ فَأَعتَقَها؛ دنيا، گذرگاه است، نه قرارگاه؛ و مردم در آن دو دستهاند: دستهاى كه در دنيا خود را فروختند و به نابودى افكندند، و دستهاى كه خود را خريدند و آزاد كردند( نهج البلاغة، حكمت ١٣٣). نيز، ر. ك: نزهة الناظر، ص ٦٧، ح ٥٨؛ تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٧٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ١٣٠، ح ١٣٥.
[٨٣٥]. كنز الفوائد، ج ١، ص ٣٤٤؛ أعلام الدين، ص ١٤٦ و ٣٦٥؛ إرشاد القلوب، ص ٩٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٨١، ح ٤٣؛ حلية الأولياء، ج ١، ص ٣٥٨؛ دستور معالم الحكم، ج ١، ص ٤٢٦، ح ٧٣١؛ تفسير القرطبى، ج ١٢، ص ٢٧٧.