الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠ - مقدّمه
بررسىهاى اسلامى در شادكامى، چند نتيجه مهم و اساسى داشت:
اوّل: شادكامى دو ركن اساسى دارد: يكى «خير» و ديگرى «سرور».
دوم: در ديدگاه اسلام، سعادت در دو سطح دنيوى و اخروى تعريف مىشود كه سطح دنيوى آن، هر چند مقتضيات حيات دنيوى را به رسميت مىشناسد، امّا در راستاى سعادت اخروى قرار مىگيرد. بر اين اساس، شادكامى، عبارت است از: زندگى مبتنى بر خيرِ همراه با سرور كه از دنيا آغاز مىشود و در آخرت تداوم مىيابد و جاودانه مىگردد.
سوم: ساختار احساس شادكامى از دو جزء اساسى «رضامندى» از تقدير و «نشاط» تشكيل مىشود. البته متناسب با انواع تقدير، رضامندى چهار قلمرو دارد: خوشايندها، ناخوشايندها، بايدها و نبايدها. اصطلاحات خاص هر كدام از اين قلمروهاى چهارگانه نيز عبارتاند از: «شكر» در خوشايندها؛ «صبر» در ناخوشايندها؛ «رغبت» به بايدها (طاعت)؛ و «كراهت» از نبايدها (معصيت). همچنين متناسب با ابعاد انسان، نشاط به دو بخش مادى و معنوى تقسيم مىشود.
چهارم: شادكامى يك مبناى اساسى دارد و آن، توحيد است. از اين مبناى اساسى، مبانى انسانشناختى، جهانشناختى و دينشناختى مربوط به شادكامى سرچشمه مىگيرند.
پنجم: مؤلّفههاى دوگانه رضامندى و نشاط، هر كدام يك پايه نظرى مشخّص دارند؛ نظريه رضامندى، «خيرباورى» و نظريه نشاط، «شادى و لذّت» است. اين بدان معناست كه براى تأمين رضامندى بايد خيرباورى و براى تأمين نشاط بايد لذّت را به وجود آورد. البته هر كدام از اين دو، مباحث خاصى دارند كه در جاى خود بدان پرداخته شده است.
ششم: بررسىها نشان دادند كه گذشته از پايه نظرى، براى تأمين رضامندى و نشاط، يك سرى عوامل نيز وجود دارند. در بحث رضامندى- كه چهار حوزه دارد-، عواملى وجود دارند كه موانع رضامندى را كنار مىزنند و فرايند رضايت را تسهيل مىكنند. نكته مهم اين كه اين عوامل، خود دو گروهاند: يكى عوامل مشترك در هر دو حوزه خوشايند و ناخوشايند، و ديگرى عوامل اختصاصى هر كدام از موقعيتهاى چهارگانه رضامندى. در بحث نشاط نيز عواملى وجود دارند كه لذّت كامل و بدون پيامد منفى را تأمين مىكنند.
هفتم: در بررسى تطبيقى ميان ديدگاه اسلام و روانشناسى مشخص شد كه در باره شادكامى، دو رويكرد در روانشناسى وجود دارد: يكى لذّتگرا و ديگرى سعادتگرا، كه دومى با منطق اسلام، هماهنگتر است. در بُعد نظرى نيز نظريههاى متفاوتى ارائه شدهاند و هر كدام نيز عواملى را مطرح كردهاند. هر چند در مواردى هماهنگى ميان اين نظريهها و عوامل با ديدگاه اسلام به چشم مىخورد، امّا در مجموع، از سويى سكولارند و رنگ توحيدى ندارند؛ از ديگر سو، با همه يا