راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩٥ - آنچه گناهان صغيره را كبيره مىكند
علّت امكان آن اين است كه هر مؤمنى از گناهانش بيمناك و از اعمال خود كم و بيش پشيمان است ليكن لذّت نفس او از گناهى كه كرده از الم ناشى از ترس عقوبت آن قويتر است، و اين يا به سبب جهل و غفلت است كه موجب كمى ترس او از خدا مىباشد و يا به علّت قوّت شهوت است كه در هر حال پشيمانى موجود است ليكن چنان قوى نيست كه بتواند عزم را به حركت درآورد و بر شهوت قدرت يابد، بنابر اين هر گاه ترس او از شهوتى كه قويتر از آن است سالم ماند، و آنچه با او معارض است از او ضعيفتر باشد ترس او شهوت را سركوب كرده بر آن غلبه مىيابد و اين امر موجب ترك معصيت مىشود. و نيز گاهى شيفتگى فاسق مثلا به شرابخوارى به اندازهاى شديد است كه براى آن بىتاب مىشود. همچنين به غيبت و بدگويى از مردم و نگاه به نامحرم نيز دلبستگى دارد، و ترس او از خداوند به اندازهاى است كه مىتواند شهوت ضعيفتر را مقهور و ريشه كن كند، ليكن توان غلبه بر شهوت قويتر را ندارد لذا نيروى ترس از خداوند عزم او را بر ترك شهوت ضعيفتر وا مىدارد. بلكه فاسق در دل خود مىگويد: اگر شيطان از طريق غلبه شهوت در پارهاى گناهان مرا مغلوب كند سزاوار نيست من بكلّى پرده حيا را پاره و بىبند و بارى را پيشه كنم بلكه در برخى گناهان با او مبارزه مىكنم شايد بر او غلبه يابم، و اين مبارزه من با شيطان در بعضى گناهان كفّاره بعضى ديگر از گناهانم باشد. اگر اين نوع توبه درست نباشد نماز و روزه از فاسق درست نخواهد بود، و به او گفته مىشود: اگر نمازت براى غير خداست درست نيست و اگر براى خداست فسق خود را براى خدا رها كن، زيرا امر خدا در همه منهيّات يكى است و تصوّر نمىرود كه تو با نمازت قصد تقرّب به خدا داشته باشى مادام كه با ترك فسق، به او تقرّب بجويى، و اين امر محال است، زيرا پاسخ مىدهد: خدا را بر من دوامر است و در صورت مخالفت با آنها دو مجازات خواهم داشت و من در يكى از اين دو امر مىتوانم شيطان را مغلوب كنم و در ديگرى بر او قدرت ندارم از اين رو بر آنچه توانايى دارم او را سركوب مىكنم و اميدوارم مجاهده من در اين راه برخى گناهانم را كه بر اثر غلبه شهوت قدرت جلوگيرى از آنها را ندارم تلافى كند.
براستى چگونه ممكن است چنين توبهاى درست نباشد، در صورتى كه اين حال همه مسلمانان است، هيچ مسلمانى نيست جز اين كه او طاعت و معصيت خدا را در خود جمع كرده است و سبب آن چيزى جز همين امر نيست.