راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٠
امّا ترك اسباب قطعى نه تنها از توكّل نيست بلكه ترك آنها در صورتى كه بيم مرگ وجود داشته باشد حرام است. ترك اسباب موهوم شرط توكّل است، چه پيامبر خدا (ص) متوكّلان را به ترك آنها توصيف كرده است قويترين اسباب مذكور داغ كردن و پس از آن افسون و آخرين درجات آنها فال بد زدن است. اعتماد بر اينها نشانه منتهاى تعمّق در توجّه به اسباب و تكيه دادن به آنهاست.
امّا درجه متوسّط كه عبارت از اسباب ظنّى در دفع ضرر است مانند معالجاتى كه پزشكان با اسباب ظاهرى مىكنند، انجام دادن آنها بر خلاف اسباب وهمى با توكّل تناقضى ندارد، و بر خلاف اسباب قطعى ترك آنها ممنوع نيست بلكه در بعضى احوال و نسبت به برخى اشخاص ترك آن افضل از انجام دادن آن مىباشد، و اين حدّ وسط و ميان دو درجه است.
دليل بر اين كه درمان كردن ناقض توكّل نيست فعل پيامبر خدا (ص) و قول و امر او به مداوا است. امّا قول آن حضرت اين كه فرموده است: «هيچ دردى نيست مگر اين كه براى آن دارويى است، شناخته است آن را كسى كه شناخته و ندانسته است آن را كسى كه ندانسته است بجز مرگ»«٣٤» و نيز فرموده است: «اى بندگان خدا مداوا كنيد چه همان گونه كه خداوند درد را آفريده درمان را نيز آفريده است»«٣٥» و نيز از آن حضرت پرسيدند آيا دارو و افسون مقدّر الهى را دفع مىكند، فرمود: «اين نيز از مقدّرات الهى است.»«٣٦» در خبر مشهور آمده است: «به هيچ دستهاى از فرشتگان نگذشتم جز اين كه گفتند امّت خود را به حجامت امر كن.»«٣٧» در حديث است كه به حجامت امر كرد و فرمود: «حجامت كنيد در هفدهم و نوزدهم و بيست و يكم تا خون شما را نشوراند و شما را بكشد.»«٣٨» بيان فرمود كه شوريدن خون سبب مرگ مىباشد و به اذن خدا كشنده
«٣٤» مسند احمد، ١/٣٧٧ و ٤١٣ بدون ((بجز مرگ )) بزار تمام آن را روايت كرده است ؛ (( الصغير )) طبرانى از حديث ابى سعيد خدرى ؛ (( مجمع الزوائد، ٥/٨٤.
«٣٥» سنن ترمذى ، ٨/١٩٢؛ سنن ابن ماجه ، شماره ٣٤٤٦ نظير آن .
«٣٦» سنن ترمذى ، ٨/٢٢٤؛ از حديث ابى حزامه از پدرش .
«٣٧» سنن ابن ماجه ، شماره ٣٤٧٩ از حديث انس .
«٣٨» (( مجمع الزوائد، )) ٥/٩٣ كه تمام آن را از مسند بزار نقل كرده ؛ طيالسى به شماره ٢٦٦٦ از حديث عكرمه از ابن عباس بدين گونه : ((بهترين وقت حجامت هفدهم ، نوزدهم و بيست و يكم است ))؛ مسند احمد به همين صورت ، ١/٣٥٤.