راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٧ - معناى بدى عاقبت
امور منع مىكردند و به مردم دستور مىدادند كه بر ايمان به همه آنچه خداوند نازل كرده و اعتقاد به همه ظواهرى كه در شرع وارد شده ضمن عقيده به نفى تشبيه بسنده كنند و آنان را از فرو رفتن در تأويل ممنوع مىساختند، زيرا خطر بحث در صفات الهى بزرگ و راههاى آن دشوار و گردنههاى آن سخت مىباشد و خردها از درك جلال خداوند قاصر، و هدايت الهى براى افاضه نور يقين به سبب شيفتگى دلها به محبّت دنيا از قلوب محجوب است. و آنچه بحث كنندگان بر اساس تعقّل خود گفتهاند مضطرب و با هم متعارض مىباشد، و دلها به آنچه از آغاز رشد به آنها القا شده است انس دارند و به آنها وابستهاند. تعصّبهاى برانگيخته شده در ميان مردم نيز براى اعتقادات موروثى يا عقايدى كه روى حسن ظنّ در آغاز زندگى از معلّمان اخذ شده همچون ميخهاى محكمى است كه آنها را ثابت و پا بر جا نگه مىدارد. طبايع نيز به محبّت دنيا شيفته شدهاند و بدان رغبت و اقبال دارند، شهوتهاى دنيا نيز گلوى آدمى را مىفشارند و او را از هر فكر ديگر باز مىدارند از اين رو هنگامى كه باب سخن درباره خداوند و صفات او بر اساس رأى و عقل گشوده مىشود، اين بحث كنندگان با همه تفاوت قريحه و اختلاف طبع و حرصى كه هر نادانى از آنها در ادّعاى احاطه بر كنه حقّ دارد زبانشان براى بيان آنچه به دلشان مىرسد باز مىشود و گفتههاى آنان جذب دلهاى شنوندگان مىگردد و بر اثر طول مؤانست اين گفتهها استحكام مىيابند و راه رهايى بر مردم بكلّى مسدود مىشود.
از اين رو سلامت مردم در اين است كه به اعمال صالحه مشغول شوند و به دنبال آنچه از حدّ طاقت آنها بيرون است نروند. ليكن در اين زمان زمام اين امور سست شده و ياوهگوييها فراوان گشته، و هر نادانى با گمان و پندار آنچه را موافق طبع اوست باور مىكند و معتقد مىشود كه آن علم و يقين و چكيده ايمان است و تصوّر مىكند آنچه را از حدس و تخمين معتقد شده و بدان بسنده كرده علم اليقين و عين اليقين است، وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ.«٩٧» سزاوار است به هنگامى كه پرده از جلو چشم اينها برداشته مىشود اين ابيات درباره آنها خوانده شود:
أحسنت ظنّك بالأيّام إذ حسنت *** و لم تخف سوء ما يأتي به القدر«٩٨»
«٩٧» ص / ٨٨: و خبر آن را پس از مدتى مى شنويد.
«٩٨» چون روزگار نيكو شد به آن خوش گمان شدى » و از بدى آنچه تقدير مى آورد نترسيدى .