راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٢ - فضيلت خوف و ترغيب به آن
ندارد كه از روى استحقاق به آن توسّل جويد، و بر هيچ چيزى قدرت ندارد و گريز گاهى براى او نيست و نيز چگونه اميدوار نباشد و حال آن كه ناتوانى خود را مىداند و مىبيند كه در درياى نعمتهاى ظاهرى و باطنى خداوند كه به شماره در نمىآيد غوطهور است.
محبّ با مشاهده احوال خود به ديدهاى بيدار پروردگارش را بر اساس رجا عبادت، و زاهد بر پايه خوف او را پرستش مىكند.
اويس به هرم بن حيّان گفت: مردم بر اساس رجا عمل كردهاند، پاسخ داد: ما بر پايه خوف عمل مىكنيم، و خوف دو قسم است: ثابت و معارض. خوف ثابت رجا به بار مىآورد، و خوف معارض خوف دومى را ايجاد مىكند. رجا نيز دو قسم است: رجاى عاكف و رجاى بادى، عاكف خوف ثابتى را باعث مىشود كه رابطه محبّت را تقويت مىكند، و بادى اهل عجز و تقصير و حيا را صحّت مىبخشد.
غزّالى مىگويد: بنابراين بالاترين هدف مؤمن آن است كه خوف و رجاى خود را اعتدال دهد، امّا غلبه رجا در اكثر مردم منشأ آن فريفتگى و كمى معرفت است. به همين سبب خداوند متعال در بيان حال كسانى كه آنان را ستوده ميان خوف و رجا جمع كرده و فرموده است: يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً«٤٧» و نيز: يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً.«٤٨» ليكن براى همگى مردم اين روزگار شايستهتر خوف است به شرط آن كه آنان را به نوميدى و ترك عمل و يأس از آمرزش پروردگار نكشاند، چه اينها سبب سستى در عمل و انگيزهاى براى فرو رفتن در معاصى است، و اين خوف نيست بلكه يأس و نوميدى است، زيرا خوف آن است كه انسان را به عمل وادارد، و شهوتها را در نظر او زشت و ناپسند سازد، و دل را از ميل به دنيا باز دارد، و به دورى از سراى غرور دعوت كند، و همين خوف است كه محمود و پسنديده است نه حديث نفسى كه در بازداشتن او از گناه و وادار كردن او به عمل هيچ تأثيرى ندارد و يا يأسى كه موجب نوميدى است.
يحيى بن معاذ گفته است: هر كس خداوند را از روى خوف عبادت كند در درياى افكار غوطهور مىشود و كسى كه او را از روى رجا بپرستد در وادى غرور سرگردان مىگردد و آن كه او را با خوف و رجا پرستش كند در راه روشن اذكار استقامت ورزيده است. در اين صورت از جمع ميان اين امور چارهاى نيست. ليكن غلبه خوف پيش از
«٤٧» سجده / ١٦: پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند.
«٤٨» انبياء / ٩٠: و با رغبت (به رحمت ) و ترس (از عذاب ) ما را مى خوانند.