راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧١ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
توبهاش را بپذيرد و از گناه او درگذرد.
خداوند به ايّوب (ع) وحى فرمود: «مرا از آدميان بندهاى نيست جز اين كه با او دو فرشته است. هنگامى كه نعمتهاى مرا شكر مىگويد اين فرشتهها مىگويند: بار خدايا نعمت بر نعمتش بيفزاى چه تو سزاوار حمد و شكرى. پس به شاكران نزديك باش، و در بلندى مرتبه شاكران نزد من همين بس كه من شكر آنان را شكر مىگويم و فرشتگانم براى آنها دعا مىكنند و بقاع زمين آنها را دوست مىدارند و آثار باقيمانده از گذشتگان بر آنها گريه مىكنند.»
چنان كه دانسته شد در هر چشم به هم زدنى نعمتهاى بسيارى وجود دارد، و بدان كه در هر نفسى كه فرو مىرود و بر مىآيد دو نعمت موجود است، چه به هنگامى كه بر مىآيد دود سوختهاى از دل خارج مىشود كه اگر بيرون نيايد انسان هلاك مىشود، و چون نفس فرو مىرود سردى هوا را در دل جمع مىكند و اگر راه نفس بسته شود به سبب انقطاع سردى هوا از او دلش از كار مىافتد و هلاك مىشود. از اين رو در هر شبانه روز كه بيست و چهار ساعت است در هر ساعتى قريب هزار نفس است و هر نفسى نزديك به ده لحظه است. پس در هر لحظهاى بر تو يك ميليون نعمت است كه در هر عضوى از اعضاى تو بلكه در هر جزيى از اجزاى اين جهان وجود دارند. اينك بنگر كه شمردن اين نعمتها قابل تصوّر است يا نه؟
هنگامى كه حقيقت قول خداوند كه فرموده است: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها بر موسى (ع) معلوم شد عرض كرد: پروردگارا، چگونه تو را شكر گويم و حال آن كه از تو در هر مويى از اندام من دو نعمت است: يكى آن كه اصل آن را نرم آفريدهاى و ديگر اين كه سر آن را سخت گردانيدهاى. به همين سبب در اخبار آمده است: «كسى كه نعمتهاى خدا را منحصر در خوردنى و آشاميدنى بداند دانش او اندك و عذابش آماده است» و همه آنچه ما ذكر كرديم برگشت آنها به خوردنيها و آشاميدنيهاست و بايد ديگر نعمتها را بدانها قياس كنى، چه صاحب بينش در اين جهان چشمش بر چيزى نمىافتد و در ذهنش چيزى وجود نمىيابد جز اين كه به حقيقت مىداند كه خدا را در اينها بر او نعمتى است.
از اين رو ما شرح و تفصيل نعمتها را فرو مىگذاريم، چه توانايى بر اين كار طمعى خام و نابجاست.