راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٦ - ٨- نعمتهاى خداوند در آفرينش فرشتگان
حركتى ندارند و تغيير نمىپذيرند و مجرّد طبع براى تطوّر آنها كافى نيست چنان كه گندم به ذات خود آرد و سپس خمير و پس از آن نان پخته نمىشود جز اين كه تحوّلات مذكور به وسيله كارگرانى چند انجام مىشود. همچنين خون به ذات خود گوشت و استخوان و رگ و پى نمىشود جز اين كه با كارگرانى چند اين امور انجام مىپذيرد. اين كارگران در باطن همان فرشتگانند، همچنان كه كارگران در ظاهر شمارى چند از شهروندانند. حقّ تعالى نعمتهاى ظاهرى و باطنى را بر شما كامل گردانيده و سزاوار نيست كه از نعمتهاى باطنى غفلت شود. از اين رو مىگويم: ناگزير فرشتهاى است كه غذا را به سوى گوشت و استخوان جذب مىكند، چه غذا به ذات خود حركت نمىكند.
همچنين فرشته ديگرى است كه غذا را در كنار آن نگه مىدارد، و ناچار فرشته سوّمى است كه صورت خون را از آن زايل مىكند و فرشته چهارمى است كه آن را به صورت گوشت و استخوان و رگ در مىآورد، و ناگزير فرشته پنجمى است كه آنچه را زايد بر نياز غذايى است دفع مىكند، و فرشته ششمى است كه آنچه را به صورت استخوان و گوشت درآمده به استخوان و گوشت پيوند مىدهد تا از هم جدا نباشند و ناگزير فرشته هفتمى است كه در اين پيوند اندازهها را نگه مىدارد. به آنچه گرد است چيزى را پيوند مىدهد كه آن را از گردى بيرون نبرد و به عريض و ميان تهى چيزى را ملصق مىكند كه آنها را از حالت خود خارج نسازد و نسبت به هر كدام مقدار حاجت را نگه مىدارد. فى المثل اگر فرشته بر بينى كودك مقدارى از غذا جمع كند كه آن را بر ران او بايد ملحق كند بينى او بزرگ خواهد شد و مجوّف بودن آن از ميان مىرود و چهره كودك زشت خواهد شد، بلكه بايد به طرف پلكها كه نازكند و به سمت حدقه چشم كه داراى صفا و روشنى است و به سوى رانها كه ستبرند و استخوانها كه صلب و سختند چيزى از غذا را سوق دهد كه از حيث مقدار و شكل با هر يك از آنها متناسب باشد، و گرنه آن عضو از صورت خود خارج و برخى از اعضا فربه و بعضى ضعيف خواهد شد. بلكه هر گاه فرشته در تقسيم و توزيع غذا عدالت را رعايت نكند و به سر كودك و ديگر اعضاى او چيزى از غذا سوق دهد كه رشد كنند امّا مثلا به يكى از دو پاى او غذا نرساند و پايش در همان حدّ كودكى باقى بماند و همه تنش بزرگ شود در اين هنگام شخصى را خواهى ديد كه تنش در ضخامت همچون مردان است و يكى از دو پايش چون پاى كودكان. البتّه چنين كسى از زندگى خود سودى نخواهد برد.