راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٣ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
را فراموش كند و در تمام عمر از او روگردان شود و پيوسته به رعايت خاطر فرستاده و تفقّد احوال او بپردازد و اين عمل نشانه كمال نادانى و گمراهى است.
سوّمى كه به خاطر ذات او و غير او مؤثّر و مطلوب است نظير صحّت و سلامتى است، چه مقصود از آن قدرت يافتن بر فكر و ذكرى است كه انسان را به لقاى پروردگار برساند و يا به وسيله آن بتواند به طور كامل از لذّات دنيا بهرهمند شود. و نيز سلامت به ذات خود مؤثّر و مطلوب است، زيرا انسان اگر از چيزى كه مستلزم سلامت پاست بىنياز شود سلامتى پا را از آن رو كه سلامتى و تندرستى است نيز طالب است.
بنابر اين آنچه تنها به خاطر ذات او مطلوب است بىترديد خير و نعمت است و آنچه براى ذات او و غير او مطلوب است نيز نعمت است، ليكن نعمتى فروتر و پستتر. امّا آنچه مانند درهم و دينار جز به خاطر غير او مؤثّر و مطلوب نيست، آنها را از آن جهت كه دو جوهر و حقيقتاند نمىتوان نعمت دانست، بلكه از آن حيث كه دو وسيلهاند براى كسى كه مقصودى دارد و جز به وسيله آنها بدان دست نخواهد يافت نعمتاند. اگر مقصود او دانش و عبادت است و به اندازه كفاف كه ضرورى زندگانى اوست نزد خود موجود دارد زر و كلوخ در پيش او برابر و وجود و عدم آنها در نظر او يكسان است، بلكه بسا وجود درهم و دينار او را از تفكّر و عبادت باز دارد كه در اين صورت آنها نسبت به او بلا مىباشند نه نعمت.
قسمت چهارم- بدان خوبيها به اعتبار ديگر منقسم مىشود به: لذيذ، نافع، خوب.
لذيذ آن است كه لذّت آن در حال درك شود نافع آن است كه در آينده سودبخش باشد و خوب آن است كه در همه احوال پسنديده و نيكوست.
بديها نيز به سه قسم منقسم مىشود: زيانبار، زشت، دردآور.
هر يك از خوبيها و بديها نيز بر دو نوع است: مطلق، مقيّد.
نوع مطلق اين است كه اوصاف سهگانه مذكور در آن جمع باشد، فى المثل اگر از خوبيها مانند علم و حكمت است از نظر عالمان و حكيمان سه صفت لذيذ، نافع و خوب در آنها جمع است و اگر از بديها نظير جهل باشد سه صفت زيانبار، زشت و دردآور در آن گرد آمده است. نادان آنگاه درد جهل را احساس مىكند كه بداند نادان است و آن هنگامى است كه عالمى را ببيند و خود را نادان تشخيص دهد. در اين موقع درد نقص را درك مىكند و بر اثر آن شهوت علم به سبب لذّتى كه دارد در او پديد مىآيد. آنگاه