راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٢ - تعريف شكر و حقيقت آن
معناى آنچه را بدانها وحى شده درك كنم و من مىدانم كه گزاردن شكر خداوند محال است امّا اين را كه علم به محال بودن شكر خداوند شكر است نمىتوانم بفهمم، زيرا همين علم نيز نعمت ديگرى از اوست و چگونه ممكن است آن شكر باشد و گويا حاصل سخن اين است كه شكر نكرده است شكر كرده باشد مانند آن كه قبول خلعت دوم از پادشاه شكر خلعت اوّل باشد، و چون فهم از درك سرّ اين امر ناتوان است، اگر توضيح آن با مثالى امكان دارد گره مطلب باز مىشود.
بدان سخن در اين باره كوبيدن بابى از ابواب معارف است كه برتر از علوم معامله مىباشد، ليكن ما به اشارهاى پيرامون مبادى آن بسنده مىكنيم و مىگوييم:
در اين مورد دو نظر وجود دارد: يكى مبتنى بر توحيد محض است، اين نظر گوياى اين است كه بىترديد شاكر و مشكور و محبّ و محبوب، خداست و اين عقيده كسانى است كه دانستهاند در عالم وجود غير از او وجودى نيست و كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ«٤٣» و اين امر در همه احوال از ازل تا ابد اعتقادى درست است، زيرا اگر براى خدا غيرى تصوّر شود بايد قائم به نفس خويش باشد و چنين غيرى وجود ندارد بلكه محال است كه وجود يابد، چه موجود حقيقى كسى است كه قائم به خود باشد و آن كه قائم به نفس نيست به نفس خويش وجود ندارد بلكه قيام او به غير بوده و به غير خود موجود مى باشد. بىگمان اگر ذات او در نظر گرفته شود و جز به او به چيزى ديگر توجّه نشود وجودى براى او نخواهد بود، چه موجود جز آن نيست كه به نفس خود قائم باشد و قائم به نفس خود كسى است كه اگر عدم غير او فرض شود باقى بماند، و اگر با وجود قيام به نفس خويش وجود ديگرى نيز به او قائم باشد او قيّوم خواهد بود و قيّوم جز يكى نيست و او خداست و غير او قابل تصوّر نيست. بنابر اين در عالم وجود چيزى جز حىّ قيّوم وجود ندارد و او واحد صمد است. اگر از اين ديدگاه بنگرى خواهى دانست كه همه چيز از او و بازگشت همه به اوست، و همو شاكر و مشكور و محبّ و محبوب است.
حبيب بن ابى حبيب از همين ديدگاه نگريست، چون هنگامى كه آيه: إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ«٤٤» را خواند گفت: شگفتا خداوند بخشيد و ستود، و اين سخن اشاره به اين است كه چون خداوند بر عطاى خود ثنا گفت، بر نفس خويش ثنا گفته
«٤٣» قصص / ٨٨: همه چيز جز ذات پاك او فانى مى شود.
«٤٤» ص / ٤٤: او را شكيبا يافتيم ، چه بنده خوبى كه بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود.