راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٤ - اقسام بندگان در دوام توبه
كسانى را كه بر خويشتن ستم كرده سپس پشيمان شده و خود را سرزنش مىكنند ستوده و در روايتى كه على (ع) از پيامبر (ص) نقل كرده آن حضرت فرموده است: «بهترين شما در فتنه افتاده توبه كار است.»«١٩» در خبر ديگر آمده است: «مؤمن مانند خوشه است گاهى بر مىگردد و گاهى كج مىشود»«٢٠» و نيز در خبر است: «مؤمن را چارهاى نيست از اين كه گهگاه در گناهى افتد».«٢١» همه اينها دلايلى است بر اين كه اين مقدار گناهانى كه ذكر شد توبه را نمىشكند و مرتكب آنها در زمره اصرار كنندگان بر گناه نيست و كسى كه مرتكب اين نوع گناهان را از بودن در شمار توبه كنندگان نوميد كند مانند پزشكى است كه انسان تندرست را به سبب آن كه گهگاه ميوه و طعام گرم مىخورد بى آن كه مداومت دهد از سلامت خود مأيوس سازد. همچنين مانند فقيهى است كه دانشجو را به علّت آن كه در اوقات نادرى در تكرار دروس و تعليقات خود سستى مىكند بدون آن كه اين اوقات طولانى و زياد باشد او را از رسيدن به درجه اجتهاد نوميد سازد، و اين امر بر نقصان پزشك و فقيه دلالت دارد، زيرا فقيه در دين كسى است كه مردم را به سبب پارهاى سستيها و گناهان دلفريب از وصول به مدارج سعادت نوميد نكند، پيامبر خدا (ص) فرموده است: «همه فرزندان آدم گناهكارند، و بهترين گنهكاران توبه كنندگان آمرزشخواهند.»«٢٢»
و نيز فرموده است: «مؤمن ضعيفى وصله زننده است. بهترين آنان كسى است كه در حال وصله زدن بميرد».«٢٣» يعنى بر اثر گناهان ضعيف و به سبب توبه و پشيمانى وصله
«١٩» (( الشعب )) بيهقى به سند صحيح از على (ع )، (( الجامع الصيفه ، )) احمد بن حنبل به سند خود از ابى جعفر محمّد بن على از محمّد بن حنفيه از پدرش على بن ابى طالب (ع ) نقل كرده كه پيامبر خدا (ص ) فرموده است : ((خداوند بنده مؤ من در فتنه افتاده توبه كار را دوست مى دارد.))
«٢٠» ابويعلى از حديث انس به سند ضعيف ، (( الجامع الصيفه ، )) عراقى گفته است : در امثال رامهرمزى اسناد آن خوب است .
«٢١» ?????????????????????
«٢٢» سنن ترمذى آن را نقل كرده و غريب شمرده است سنن ابن ماجه ، شماره ٤٢٥١٠، مستدرك حاكم ، ج ٢، ص ٢٤٤ و سندان را صحيح دانسته ، مسند احمد از حديث انس ، (( الفتح الربانى ، )) ج ١٩، ص ٣٣٧.
«٢٣» (( الصغير و الاوسط )) طبرانى ، بزار از حديث جابر، طبرانى گفته است : در سند آن ضعفى است به سبب آن كه خالد خزايلى در سلسله راويان آن قرار دارد، (( مجمع الزوائد، )) ج ١٠، ص ٢٠١.