راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٨ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
اوست. هنگامى كه مدّت عذاب به سر مىرسد ابلهان مقلّد در درجات اصحاب يمين، و عارفان صاحب بينش در اعلا علييّن وارد مىشوند. در خبر آمده است: «به آخرين كسى كه از آتش بيرون مىآيد ده برابر مانند دنيا داده مىشود.»«٥٧» تصوّر نشود كه مراد از ده برابر، اندازهگيرى و مساحت سنجى است كه در اجسام به عمل مىآيد مانند آن كه يك فرسخ برابر دو فرسخ و ده برابر بيست قرار داده شود، بى شكّ اين تصوّر ناشى از نادانى به طرف ضرب المثل است، زيرا اين سخن مانند گفتار كسى است كه بگويد يك شتر از او گرفته، و ده شتر نظير آن را به او دادهام اگر بهاى يك شتر ده دينار باشد در اين صورت صد دنيا به او داده است. اگر كسى از مثلها جز آنچه را كه قابل وزن و داراى نقل است نفهمد بايد بداند كه اگر صد دينار در كفّه ترازو قرار داده شود و شتر را در كفّه ديگر بگذارند دينارها به هيچ وجه با شتر برابرى نخواهد كرد و عشرى از اعشار آن نخواهد شد، پس مقصود معانى و روح اجسام است نه اعيان آنها، زيرا غرض از شتر سنگينى و دراز او پهنا و مساحت آن نيست بلكه مقصود ماليّت و ارزش آن است. روح شتر ماليّت و ارزش آن است، و جسمش گوشت و خون است، و صد دينار كه ده برابر بهاى يك شتر است، سنجش جنبه روحانى شتر است نه جنبه جسمانى آن اين سخن را كسى درست مىشمارد كه روح ماليّت را در طلا و نقره بشناسد بلكه اگر به او گوهرى بدهند كه وزن آن يك مثقال و ارزش آن صد دينار باشد چنانچه بگويد ده برابر شتر را به او دادهام راست گفته است، ليكن جز گوهر شناس درستى اين سخن را باور نمىكند، زيرا او به مجرّد نگاه ارزش گوهر و روح آن را در نمىيابد، بلكه درك او به سبب زيركى و هشيارى است كه غير از چشم ظاهر است، بدين سبب كودك و روستايى و بيابان نشين اين برابرى و ارزش گذارى را تكذيب مىكنند و مىگويند: اين گوهر جز سنگى كه وزن آن يك مثقال است چيز ديگرى نيست در صورتى كه وزن شتر يك ميليون مثقال است، و آن گوينده كه گفته است ده برابر بهاى شتر را به او مىدهم دروغ گفته است. در حالى كه دقيقا دروغگو همان كودك است، ليكن او راهى در پيش روى خود براى درك واقع ندارد جز اين كه منتظر بماند تا به حدّ بلوغ و كمال برسد، و در دل او اين روشنى پديد آيد كه به وسيله آن بتواند ارزش جواهر و ديگر اموال را درك كند، و در همان موقع است كه صدق گفتار گوهر شناسان بر او مكشوف مىشود. عارف از فهمانيدن
«٥٧» صحيح مسلم ، ج ١، ص ١١٩.