راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٤ - حقيقت توحيد كه ريشه توكّل است
است چگونه مىتواند بنده فاعل آن باشد، و يك فعل ميان دو فاعل نامفهوم است، مىگويم: آرى اگر فاعل داراى يك معنا باشد مطلب نامفهوم است و چنانچه داراى دو معنا و اسم ميان آن دو مجمل و مردّد باشد تناقضى وجود نخواهد داشت. چنان كه مىگويند: امير فلان را كشت، و مىگويند: جلّاد فلان را كشت، در اين جا كشتن امير به يك معناست و كشتن جلّاد به معنايى ديگر. به همين گونه فاعليّت بنده به يك معناست و فاعل بودن خداوند به
معنايى ديگر. معناى فاعل بودن خداوند اين است كه او مخترع و ايجاد كننده است، و معناى فاعليّت بنده اين است كه او محلّى است كه خداوند در او قدرت آفريده پس از آن كه در او اراده و علم را خلق كرده است. پس قدرت به اراده، و حركت به قدرت مانند رابطه شرط با مشروط ارتباط يافت، و قدرت بنده مانند رابطه علّت با معلول يا اختراع شده با اختراع كننده با قدرت حقّ تعالى مربوط گرديد. و هر چه با قدرت به هر نوعى ارتباط داشته باشد محلّ قدرت را فاعل او گويند، چنان كه جلّاد و امير را قاتل مىگويند زيرا قتل به قدرت آنها مربوط است ليكن به دو صورت مختلف به همين سبب كشتن را عمل آنها مىگويند، ارتباط مقدور ميان دو قدرت نيز به همين گونه است و به سبب توافق اين معنا خداوند در قرآن افعال را گاهى به فرشتگان و زمانى به بندگان و گاهى ديگر عين همانها را به خودش نسبت داده است. در مورد مرگ فرموده است: قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ،«٤٦» سپس فرموده است: الله يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها«٤٧» و نيز: أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ، أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ،«٤٨» كه كشت كردن را به ما نسبت داده، و نيز فرموده است: أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا، ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا، فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً«٤٩» و نيز: فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا،«٥٠» سپس فرموده است: فَنَفَخْنا فِيها من رُوحِنا،«٥١» و دمنده جبرئيل است، همچنين فرموده است: فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ،«٥٢» در
«٤٦» سجده / ١١: بگو فرشته مرگ كه بر شما ماءمور شده (روح ) شما را مى گيرد.
«٤٧» زمر / ٤٢: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كند.
«٤٨» واقعه / ٦٣ و ٦٢: آيا هيچ درباره آنچه كشت مى كنيد انديشيده ايد؟ آيا شما آن را مى رويانيد؟
«٤٩» عبس / ٢٥ تا ٢٨: ما آب فراوانى از آسمان فرو ريختيم ، سپس زمين را از هم شكافتيم ، و در آن دانه هاى فراوانى رويانديم ، و انگور و سبزى بسيار.
«٥٠» مريم / ١٧:... در اين هنگام ما روح خود را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى عيب و نقص بر مريم ظاهر شد.
«٥١» انبياء / ٩١: و ما از روح خود در او دميديم .
«٥٢» قيامت / ١٨: و هنگامى كه ما آن را خوانديم از آن پيروى كن .