راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٥ - بخش دوم- در زهد
برترين مقامات باشد و نيز مفهوم حديث اين است كه دوستدار دنيا در صدد دشمنى با خداست.
در خبرى از طريق اهل بيت (ع) آمده است: «زهد و پرهيزگارى هر شب در دلها به گردش در مىآيند اگر با دلى كه در آن ايمان و شرم باشد برخورد كردند در آن جاى مىگيرند و گرنه كوچ مىكنند.»«٢٣»
هنگامى كه حارثه به پيامبر خدا (ص) عرض كرد: من براستى مؤمنم، فرمود: حقيقت ايمان تو چيست؟ عرض كرد: نفس من از دنيا بيزار، و سنگ و زر آن در نظرم يكسان است و چنانم كه گويا بهشت و دوزخ را مىبينم و عرش پروردگار را آشكارا مشاهده مىكنم. پيامبر (ص) فرمود: «بر همين حال باش، اين بندهاى است كه خداوند دلش را به نور ايمان روشن ساخته است.»«٢٤»
اكنون بنگر كه چگونه پيامبر (ص) در اين كلام بيان حقيقت ايمان را با بيزارى نفس از دنيا آغاز و آن را با يقين همراه كرد، و چگونه آن حضرت رفتار حارثه را نيكو شمرد و فرمود: «بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن كرده است.»
هنگامى كه از پيامبر خدا (ص) درباره معناى «شرح» در آيه: فَمَنْ يُرِدِ الله أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ«٢٥» پرسيدند و گفتند: اين «شرح» چيست؟ فرمود: «چون نور وارد قلب شود به سبب آن سينه باز و گشوده مىشود.» عرض شد: اى پيامبر خدا! آيا براى آن هيچ نشانهاى هست؟ فرمود: «آرى دورى گرفتن از سراى فريب و بازگشتن به سراى جاويد و آماده شدن براى مرگ پيش از رسيدن آن.»«٢٦» بنابراين بنگر كه چگونه پيامبر خدا (ص) زهد را شرط اسلام قرار داده و آن دورى گرفتن از سراى فريب است.
و نيز فرموده است: «از خداوند چنان كه بايد شرم كنيد.» عرض كردند: ما از او شرم مىكنيم. فرمود: «چنين نيست، شما چيزى بنا مىكنيد كه در آن سكنا نمىكنيد و چيزى
«٢٣» عراقى گفته است : ماءخذى براى آن نيافتم . مى گويم : در (( التحف ، )) ص ٣٧٣ از امام صادق (ع ) چنين نقل شده است : ((توانگرى و عزّت در گردشند چون بر محل توكل دست يابند در آن جا اقامت مى كنند.))
«٢٤» طبرانى ؛ كافى كلينى به نحو مبسوطتر، ٢/٥٣.
«٢٥» انعام / ١٢٥: كسى كه خدا بخواهد هدايت كند سينه اش را براى (پذيرش ) اسلام گشاده مى سازد.
«٢٦» مستدرك حاكم ، ٤/٥٣.