راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٧ - حرمت خواهش بدون ضرورت و آداب فقير مضطر
سؤال كند و چيزى دارد كه او را كفايت كند روز قيامت در حالى وارد مىشود كه استخوان صورتش مىجنبد و گوشتى بر آن نيست»«٧٢» و در عبارت ديگر آمده است:
«سؤال او به صورت خراشيدگيها و گزيدگيهايى در روى اوست.»«٧٣»
اين الفاظ در تحريم سؤال و تهديد نسبت به آن صراحت دارند. پيامبر خدا (ص) با گروهى بر قبول اسلام بيعت فرمود و با آنها شرط كرد كه بشنوند و فرمان برند و سپس اين سخن كوتاه را به آنها گفت: «از مردم چيزى نخواهيد»،«٧٤» و زياد بر خوددارى از سؤال دستور مىداد و مىفرمود: «هر كس از ما بخواهد به او مىدهيم و آن كه از خدا بىنيازى بخواهد خداوند او را بىنياز مىكند» و فرمود: «كسى كه از ما نخواهد نزد ما محبوبتر است»«٧٥» و نيز: «از مردم بىنياز باشيد هر چند به شستن مسواك باشد»«٧٦» و نيز: «از سؤال بىنياز باشيد و هر چه سؤال كمتر باشد بهتر است.» عرض كردند: از شما هم اى پيامبر خدا؟ فرمود: «و از من هم.»«٧٧»
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرموده است: اگر سؤال كننده بداند در سؤال چه چيزهايى است هيچ كس از ديگرى سؤال نمىكرد، و اگر بخشنده بداند در بخشش چه پاداشهايى است هيچ كس ديگرى را ردّ نمىكرد.«٧٨»
از امام صادق (ع) روايت است كه: «از سؤال از مردم بپرهيزيد چه آن در دنيا مايه ذلّت و فقرى است كه در آن شتاب داريد و روز قيامت حسابى طولانى دارد.»«٧٩»
از پيامبر خدا (ص) نقل شده كه فرموده است: «دستها سه تاست: دست بالا و دست
«٧٢» (( مستطرفات السرائر )) ابن ادريس نظير آن ؛ (( مجمع الزوائد )) از (( الاوسط )) طبرانى مثل آن .
«٧٣» اصحاب سنن آن را روايت كرده اند، و پيش از اين در كتاب زكات ذكر شده است .
«٧٤» صحيح مسلم ٣/٩٧ از حديث عوف بن مالك اشجعى ؛ ابوداود سجستانى ، ١/٣٨٢.
«٧٥» ابن ابى الدنيا در (( باب القناعة ؛ )) مسند حارث بن ابى اسامه از حديث ابى سعيد خدرى ؛ كافى كلينى ، ٢/١٣٩، شماره ٧، صدر حديث .
«٧٦» بزار، (( الكبير )) طبرانى و رجال آن موثق مى باشند؛ (( مجمع الزوائد، )) ٣/٩٤.
«٧٧» ماءخذى براى آن نيافتم .
«٧٨» همان ماءخذ، ٤/٢٠، شماره ٢.
«٧٩» همان ماءخذ، ٤/٢٠، شماره ١ و ٣.