راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٦ - فضيلتى كه ويژه فقيران راضى و قانع و راستگوست
مىبرد. يكى از دانشمندان گفته است: زير و بالا كردن اموال شيرينى ايمان را مىمكد.
در خبر آمده است: «هر امّتى گوسالهاى دارد و گوساله اين امّت دينار و درهم است.»«٥١» پيكر گوساله قوم موسى نيز از زيور آلات طلا و نقره بود.
اين كه مال و آب و زر و سنگ در نظر يكسان باشد چيزى است كه تنها درباره پيامبران قابل تصوّر است و اين امر پس از فضل الهى با طول مجاهده براى آنها حاصل شده است، چه پيامبر (ص) به دنيا مىفرمود: «دور شو از من، دور شو از من»،«٥٢» چون دنيا با زيورهاى خود براى او مجسّم شده بود. على (ع) مىگفت: «اى زرد (دينار) جز من را بفريب، اى سپيد (درهم) جز مرا بفريب»«٥٣» و اين بدان سبب بود كه اگر آن حضرت برهان پروردگارش را نمىديد از ظهور مبادى فريفتگى به آن در نفس خويش بيم داشت. اين غنا و توانگرى مطلق است، چه پيامبر (ص) فرمود: «توانگرى به بسيارى مال نيست بلكه توانگرى بىنيازى نفس است»«٥٤» و چون حصول اين بىنيازى بعيد است لذا شايستهتر براى همه خلق نداشتن مال است اگر چه آن را صدقه دهند و در خيرات صرف كنند، زيرا در صورت دست يافتن بر مال هرگز نمىتوانند انس با اين جهان را از خود دور كنند و انسان به همان اندازه كه با دنيا انس مىگيرد از آخرت دورى و وحشت خواهد داشت و به همان مقدارى كه به صفتى از صفات خود بجز صفت معرفت خدا مأنوس مىشود از خدا و محبّت او دور و بيگانه خواهد شد.
هر گاه اسباب انس به دنيا منقطع گردد، دل از دنيا و زيورهاى آن كنده مىشود و چون دل از غير خدا برداشته شود و به خداوند مؤمن باشد ناگزير به سوى او باز مىگردد، چه قابل تصوّر نيست كه دل بكلّى از همه چيز فارغ باشد. در عالم وجود خدا او غير اوست، هر كس رو به غير او آورد از خدا دور و آن كه به خدا رو آورده از غير او بيگانه شده است.
رو آوردن انسان به يكى از اين دو به اندازه دورى گرفتن او از ديگرى است و نزديك شدن يكى به مقدار دل برداشتن از ديگرى است. مثل آنها مثل مشرق و مغرب است كه دو جهتند. آن كه ميان اين دو جهت در رفت و آمد است به اندازهاى كه به يكى نزديك
«٥١» (( الفردوس )) ديلمى از حديث حذيفه ؛ (( كنوز الحقائق )) مناوى .
«٥٢» (( المستدرك )) حاكم با اندك اختلاف ، ٤/٣٠٩.
«٥٣» امالى صدوق نظير آن از حديث ضرار بن ضمره ليثى ؛ در (( نهج البلاغه )) نيز نظر آن آمده است .
«٥٤» صحيح بخارى ، ٨/١١٨.