راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٠ - اقسام خوف در نسبت به آنچه از آن بيم است
چيره شده يا از شكسته شدن توبه و نقض عهد مىترسد و يا از ناتوانى در اداى كامل حقوق الهى، زوال رقّت قلب و تبديل آن به قساوت و انحراف از طريق مستقيم بيمناك است يا از استيلاى عادت در پيروى از شهواتى كه به آنها انس گرفته است، و يا از اين مىترسد كه خداوند او را به حسناتش كه به آنها اعتماد كرده و بر بندگان او بدانها برترى جسته است واگذارد و يا از اين كه بر اثر كثرت نعمتهايى كه خدا به او ارزانى داشته دچار سرمستى گردد و يا از خدا روگردان شود و به غير او رو آورد خائف است و يا به سبب نعمتهاى پياپى خداوند از استدراج مىترسد يا از كشف تباهى طاعاتش بيمناك است و خوف دارد از خدا چيزى بر او ظاهر شود كه هرگز آن را گمان نمىكرده است يا از تبعات مردم كه بر ذمّه اوست از حيث غيبت، خيانت، غشّ بدخواهى ترسان است يا از آن خوف دارد كه نمىداند در باقى عمر چه براى او پيش خواهد آمد يا از تعجيل مجازات در دنيا و رسوايى پيش از مرگ بيمناك است يا خوف فريفتگى به زخارف دنيا را دارد و يا از اين كه خداوند در حال غفلت وى از اسرار او آگاه است مىترسد يا خوف سوء عاقبت خود را دارد و يا از آنچه در ازل براى او مقدّر شده بيمناك است.
اينها همه ترسهاى عارفان و خداشناسان است و بر هر كدام از آنها فايدهاى مترتّب مىباشد و آن اختيار راه پرهيز است از رسيدن به آنچه از آن بيمناك است. كسى كه از استيلاى عادت بر خود بيم دارد مواظبت مىكند كه از عادت خويش ببرّد، و آن كه از آگاهى خدا بر اسرار خود مىترسد به پاكيزه كردن دلش از وسوسهها مشغول مىشود، و بقيّه اقسام خوف نيز به همين گونه است. ترسى كه بيشتر از همه بر پرهيزگاران غلبه دارد ترس از سوء عاقبت است، زيرا در آن خطر است امّا برترين آنها كه گوياى كمال معرفت آدمى است خوف از سابقه است، چه عاقبت تابع سابقه و فرعى از آن است كه پس از به ميان آمدن اسباب، بسيارى از آن متفرّع مىشود. در واقع خاتمه ظاهر كننده چيزى است كه به قلم قضا در امّ الكتاب براى او رقم زده شده است، و كسى كه از عاقبت كار خود بيمناك است در مقايسه با آن كه از سابقه خوف دارد مانند دو مردند كه پادشاه درباره آنها توقيع صادر كرده و محتمل است كه در اين توقيع به كشتن آنها فرمان داده و يا به تفويض مقام وزارت به آنها دستور داده باشد، و تا موقعى كه فرمان به دست آنها نرسيده يكى دلش در گرو حالت وصول اين توقيع است كه باز گردد و معلوم شود در آن چيست، ديگرى درباره حالت پادشاه به هنگام صدور فرمان و چگونگى آن و اين كه در