راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٩ - برترى نعمت بر بلا
امّا نزد ارباب بينش امر بر عكس اين است، چه آنان اعمال را براى احوال و احوال را براى علوم مىخواهند و از نظر آنها افضل اين سه چيز علوم و پس از آن احوال و سپس اعمال است، زيرا هر چه براى غير آن خواسته شود ناگزير غير نسبت به آن افضل است.
امّا آحاد اين سه چيز: در مورد اعمال بايد دانست چنانچه برخى از اعمال با برخى ديگر مقايسه شود گاهى با هم تساوى و زمانى تفاوت دارند. به همين گونه است آحاد احوال و آحاد معارف به هنگامى كه بعضى از آنها با بعضى ديگر مقايسه شود. افضل معارف علوم مكاشفه است كه از علوم معامله برتر است بلكه علوم معامله پستتر از معامله است، زيرا اين علوم براى معامله خواسته مىشوند و فايده آنها اصلاح عمل است. برترى عالم به سبب داشتن علوم معامله بر عابد زمانى است كه دانش او براى همگان سودمند باشد، در اين صورت علم او از عمل خاصّ افضل است و گرنه دانشى كه از عمل قاصر باشد برتر از عمل قاصر نيست. از اين رو مىگوييم: فايده اصلاح عمل، اصلاح حال دل است و فايده اصلاح دل، اين كه جلال بارى تعالى در ذات و صفات و افعال بر او تجلّى كند. لذا برترين علوم مكاشفه شناخت حقّ تعالى است و آن هدفى است كه به خاطر ذات خود مطلوب است، چه به سبب آن سعادت به دست مىآيد بلكه آن عين سعادت است ليكن دلها در دنيا نمىدانند كه معرفت خداوند عين سعادت است، بلكه آن را در آخرت خواهند دانست. و اين معرفتى است مطلق و آزاد كه هيچ قيدى بر آن نيست و هيچ چيز ديگرى آن را مقيّد نمىسازد، و همه معرفتهاى ديگر نسبت به آن به منزله برده و خدمتگارند، زيرا آنها به خاطر حصول اين معرفت مطلوبند، و چون آنها براى اين مقصود خواسته شوند تفاوت آنها بر حسب سود آنها در رسيدن به معرفت بارى تعالى است. برخى معرفتها با يك واسطه و بعضى با واسطههاى بسيار منتهى به بعضى از آن معرفت مىشود، از اين رو هر كدام از اين معرفتها كه واسطههاى ميان آن و معرفت بارى تعالى كمتر باشد افضل است.
امّا احوال و مقصود ما از آن احوال دل از حيث تصفيه و تطهير آن از آلودگيهاى دنيا و اشتغالات و سرگرميهاى مردم است كه هر گاه دل از اينها پاك و مصفّا شود حقيقت حقّ در آن جلوهگر خواهد شد. بنابر اين برترى احوال بر يكديگر بر حسب تأثير آنها در اصلاح و پاكيزه كردن دل و آماده ساختن آن براى تحصيل علوم مكاشفه است و همان طورى كه صيقلى كردن آيينه متضمّن اين است كه آيينه را تا آنگاه كه صيقلى آن به