راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٣ - ٣- نعمتهاى خداوند در آفرينش قدرت و ادوات حركت
اين بخار لطيف همان است كه پزشكان آن را روح مىنامند و جايگاه آن دل است و آن مانند جرم شعله چراغ و دل به منزله چراغدان، و خون سياهى كه در درون دل است براى آن مانند فتيله است، غذا نسبت به آن چون روغن چراغ و حيات ظاهر كه به سبب آن در ساير اعضاى بدن جريان دارد مانند روشنايى چراغ در همه خانه است. همان گونه كه چراغ در صورت قطع روغن خاموش مىشود چراغ روح نيز چنانچه غذايش منقطع شود خاموش مىگردد، و چنان كه فتيله گاهى سوخته و تبديل به خاكستر مىشود به طورى كه روغن را جذب نمىكند و چراغ با وجود فراوانى روغن خاموش مىگردد به همين گونه خونى كه بخار لطيف در دل وابسته به آن است ممكن است به سبب شدّت حرارت دل بسوزد و چراغ قلب با وجود غذاى كافى خاموش شود چه در اين هنگام دل غذايى را كه سبب بقاى روح است نمىپذيرد چنان كه خاكستر روغن را به گونهاى كه موجب دوام افروختگى آتش باشد قبول نمىكند. و نيز همان گونه كه چراغ گاهى به سبب داخلى چنان كه ذكر كرديم، و زمانى به سبب خارجى مانند وزيدن باد و يا پف كردن بر آن خاموش مىشود، همچنين خاموشى روح گاهى ناشى از سببى داخلى و زمانى به سببى خارجى مانند كشتن است، و همان گونه كه خاموش شدن چراغ بر اثر پايان يافتن روغن يا تباهى فتيله و يا به سبب وزش باد و يا پف كردن انسانى بر آن جز به علل مقدّرى كه در علم خداوند ترتيب يافته و همگى مقدّر شده صورت نمىگيرد، خاموشى روح نيز به همين گونه است و چنان كه خاموشى چراغ پايان وقت وجودى آن است و آن اجل اوست كه در امّ الكتاب برايش تعيين شده خاموشى روح نيز چنين است، و همان طور كه اگر چراغ خاموش شود تاريكى سراسر خانه را فرا مىگيرد روح نيز چون خاموش شود همه بدن تاريك و ظلمانى مىشود و انوارى كه از روح كسب مىكرده از آن جدا مىگردد، و اين انوار همان نور حواس و قدرت و اراده و ديگر چيزهايى است كه واژه حيات همه آنها را در بر مىگيرد. و اين نيز اشارهاى كوتاه به يكى ديگر از عوالم نعمتهاى خدا و عجايب صنع و حكمت اوست تا دانسته شود كه: لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي.«٤٨» پس نگونسارى باد بر كسى كه به خدا كافر شود، و دور و نگونسار باد كسى كه نعمت او را ناسپاسى كند.
«٤٨» كهف / ١٠٩:... اگر درياها (جهت نوشتن ) براى كلمات پروردگارم مركب شوند، درياها پايان مى گيرند پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان يابد.