راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥ - وجوب توبه همگانى است
ايمان محجوب است در پايان از اصل ايمان نيز محجوب خواهد شد، چنان كه اگر كسى همه اعضا و جوارح خود را كه به منزله شاخههاى درخت وجود انسانند از دست بدهد به سوى مرگ كه نابود كننده جان و اصل وجود اوست، كشانيده خواهد شد، چه بدون فرع اصل بقايى ندارد، و بدون اصل فرع وجود نخواهد داشت، و اصل و فرع جز در يك چيز با هم تفاوت ندارند، و آن اين است كه وجود فرع و بقاى آن مستلزم وجود اصل است امّا وجود اصل بسته به وجود فرع نيست ليكن بقاى آن مستلزم وجود فرع مىباشد بنابر اين بقاى اصل منوط به وجود فرع، و وجود فرع مستلزم وجود اصل است. علوم مكاشفه و علوم معامله مانند اصل و فرع متلازم و وابسته به يكديگرند و هر يك از ديگرى بىنياز نيست، هر چند يكى به منزله اصل و ديگرى در حكم تابع مىباشد. علوم معامله اگر انسان را به عمل وادار نكند عدم آن بهتر از وجود آن است، زيرا در اين صورت آنچه از اين دانش خواسته شده به دست نيامده و علاوه بر آن مؤيّد حجّت بر ضدّ صاحب آن خواهد بود. به همين سبب عذاب دانشمند فاجر از عذاب نادان فاجر شديدتر است چنان كه در كتاب علم احاديث آن را ذكر كردهايم.
وجوب توبه همگانى است
بر همه افراد در همه احوال واجب است و هيچ كس از آن مستثنا نيست.
بدان ظاهر كتاب خدا بر همين مطلب دلالت دارد، زيرا فرموده است: وَ تُوبُوا إِلَى الله جَمِيعاً«٢٨» اين خطابى عامّ و همگانى است. بينش انسان نيز همين را حكم مىكند چه معناى توبه بازگشت از راهى است كه انسان را از خداوند دور و به شيطان نزديك مىسازد و گمان نمىرود اين كار جز از خردمند ساخته باشد، و نيروى خود تنها پس از تكامل غريزه شهوت و غضب و ديگر صفات ناپسندى كه وسايل شيطان براى گمراه كردن انسانند كمال مىيابد چه عقل زمانى كامل مىشود كه انسان به چهل سالگى نزديك شده باشد، و اصل و مايه آن به هنگام بلوغ حاصل، و مبادى و اصول آن پس از گذشت هفت سال ظاهر مىشود. شهوات سپاه شيطانند و عقول لشكريان فرشتگان اينها هنگامى كه در يك جا گرد آيند ناگزير جنگ ميان آنها بر پا مىشود، زيرا آنها با هم كنار نمىآيند و ضدّ يكديگرند. تضادّ آنها مانند تضادّ شب و روز و نور و ظلمت است، و هر
«٢٨» نود / ٣١:... و همگى به سوى خدا باز گرديد.