راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠ - وجوب توبه و فضيلت آن
«٢٢» گوياى قضاى كلّى آلهى است. امّا بندگان مسخّر و مقهور جريان قضا و قدر آلهى مىباشند، و از جمله اين تقديرات خلق حركت دست نويسنده است پس از خلق صنعت مخصوصى در دست او كه قدرت ناميده مىشود، و آفرينش ميلى قوى و قاطع در نفس او كه قصد گفته مىشود، و نيز پس از خلق دانشى در او كه ميل وى بدان گرايش دارد و ادراك و معرفت خوانده مىشود. هنگامى كه اين امور چهارگانه از عالم ملكوت در جسم انسانى كه مسخّر و مقهور تقدير است ظاهر شود، اهل عالم ملك و شهود كه از جهان غيب و سرا پرده ملكوت به او خطاب مىشود: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمى«٢٣»
، هنگامى كه كشتى كشنده تو نبودى بلكه: قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ الله بِأَيْدِيكُمْ«٢٤»، در اين موقع است كه عقول درماندگان در عالم شهود سرگشته و حيران مىشوند. برخى اين را جبر محض، و دستهاى اختراع صرف، و ميانهروهايى آن را كسب مىدانند، و اگر درهاى آسمان به روى آنها گشوده شود، و به جهان غيب و ملكوت نظر كنند بر آنها آشكار خواهد شد كه هر يك از آنها از جهتى صادق، و همگى آنها در فهم خود قاصرند هيچ يك از آنها حقيقت اين امر را در نيافته، و دانش او به مسائل آن احاطه نكرده است.
كمال علم به اين امر آنگاه ميسّر است كه از روزنهاى كه انوار رحمانى بر آن تابش دارد به عالم غيب نگريسته شود، و خداوند داناى عوالم غيب و شهود است. فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا من ارْتَضى من رَسُولٍ«٢٥»، و گاهى هم كسى بر عالم شهود آگاه مىشود كه به مقام ارتضا نرسيده است، و هر كس رشته اسباب و مسبّبات را در نظر گيرد، و چگونگى تسلسل و پيوستگى آنها را بداند، و وجه ارتباط زنجيره اسباب را با مسبّب الاسباب بشناسد سرّ قدر بر او مكشوف خواهد شد، و به علم تقيينى خواهد دانست كه جز خداوند متعال آفرينندهاى وجود ندارد، و هيچ كس جز او پديد آورنده كاينات نيست.
اگر گفته شود: در مورد هر يك از معتقدان به جبر و اختراع و كسب، رأى دادى كه آنها از جهتى در آنچه مىگويند صادقند، و در همين حال در صدق گفتار خود قاصر مىباشند، و اين تناقضى آشكار است آن را چگونه مىتوان درك كرد و آيا مىتوان با
«٢٢» ?????????????????????
«٢٣» ?????????????????????
«٢٤» ?????????????????????
«٢٥» ?????????????????????