راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٧ - تعريف شكر و حقيقت آن
نجيب و تيزتك است نمىخواست بلكه از جهت آن كه به همراه پادشاه بر آن سوار شود و پيوسته از ديدار شاه برخوردار و به او تقرّب داشته باشد خواهان بود. از اين رو شبلى گفته است: شكر ديدار منعم است نه ديدن نعمت. ابو سليمان خواصّ گفته است: شكر عوام بر طعام و لباس و نوشيدنيهاست و شكر خواصّ بر خطورات دل است، و اين مرتبه را نمىتواند كسى دريابد كه نزد او لذّات منحصر به شكم و فرج و ادراكات حسّى اعمّ از رنگها و آوازهاست و از لذّت دل بىبهره است، چه دل در حال سلامت جز با ياد خدا و معرفت و لقاى او احساس لذّت نمىكند و تنها هنگامى كه بيمار شود بر اثر بد عادتى از غير او لذّت مىبرد چنان كه برخى از مردم از خوردن گل لذّت مىبرند، و بعضى بيمارها چيزهايى شيرين را تلخ و چيزهاى تلخ را شيرين مىشمارند، تا آن جا كه گفتهاند:
و من يك ذا فم مرّ مريض *** يجد مرّا به الماء الزّلالا«٣١»
اين بود شرط شادمانى به نعمت خدا و طبق مثل معروف كه اگر شتر نباشد بزى بايد آورد چنانچه به درجه سوّم نمىتوان رسيد بايد درجه دوم را احراز كرد. امّا درجه نخست از هر حسابى بيرون است و چقدر تفاوت است ميان كسى كه پادشاه را براى اسب دوست دارد، و آن كه اسب را براى پادشاه خواهان است و چقدر فرق است ميان آن كه خدا را مىخواهد تا نعمت به او ارزانى بدارد و آن كه نعمت خدا را خواستار است تا به وسيله آن به خداوند تقرّب يابد.
اصل سوّم عمل است كه بر اثر شادى حاصل از شناخت منعم به جا آورده مىشود و به دل و زبان و جوارح مربوط است. امّا به دل عبارت از اين است كه براى همه آفريدگان خير و خوبى بخواهد و به زبان اظهار شكر خداوند با حمد و ثناهايى است كه دلالت بر آن كند و به جوارح عبارت از به كار بردن نعمتهاى خداوند در طريق طاعت او و پرهيز از كمك گرفتن از نعمتهاى الهى در راه معصيت اوست، به طورى كه شكر چشمان اين است كه از هر عيبى در مسلمانى ببينى چشم بپوشى و شكر گوشها آن است كه هر عيبى را در مسلمانى شنيدى آن را پوشيده بدارى، اينها از جمله شكر خداوند به وسيله اين اعضاست، و شكر به زبان اظهار خشنودى از خداست كه بدان امر شده است.
پيامبر خدا (ص) به مردى فرمود: «چگونه صبح كردى»؟ پاسخ داد: با خوبى.
پيامبر (ص) پرسش را تكرار كرد، او همان پاسخ را باز گفت. امّا در بار سوّم گفت: با
«٣١» هر كس دهان تلخ و بيمار دارد » آب زلال را تلخ مى يابد.