راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٥ - قسم اوّل كه در آنها اختيار دارد افعال اوست كه آنها را طاعت يا معصيت گويند و اينها دو نوع است
انسان را از حالت رضا بيرون نمىبرد، چه كسى كه بر رگ زدن و حجامت اقدام مىكند با آن كه بدين سبب، دچار درد و رنج مىشود و ممكن است به سبب شدّت درد اشكش جارى شود با اين حال به آن راضى است. ما به خواست خدا در كتاب رضا اين مطلب را شرح خواهيم داد.
ابن ابى نجيح براى يكى از خلفا تسليتنامهاى فرستاد و در آن نوشت: سزاوارترين كس به شناخت حقّ خداوند در آنچه از او مىگيرد كسى است كه حقّ خداوند نزد وى در آنچه برايش باقى گذاشته است بزرگ باشد، و بدان آن كه پيش از تو در گذشته براى تو باقى است و آن كه پس از تو باقى مىماند به سبب تو مأجور خواهد بود و بدان پاداش صبر كنندگان در مصايبى كه بر آنها وارد مىشود بزرگتر از نعمتى است كه به آنها داده و در آن با عافيت بسر مىبرند. در اين صورت هر گاه با تفكّر در نعمتهايى كه خداوند به او ارزانى داشته و ثوابهايى كه به او مىدهد كراهت درونى را از خود دور كند به درجه صابران نايل شده است. آرى از كمال صبر كتمان بيمارى و فقر و ديگر مصيبتهاست.
گفته شده است از گنجهاى نيكوكارى پنهان داشتن مصيبتها و دردها و صدقه است.
با اين تقسيمات و توضيحاتى كه ذكر شد روشن گرديد كه وجوب صبر در همه احوال و افعال تعميم دارد، چه كسى كه زمان همه شهوتهاى خود را به دست گرفته و عزلت اختيار كرده نيز در ظاهر از صبر بر گوشهگيرى و تنهايى، و در باطن از صبر در برابر وسوسههاى شيطان بىنياز نيست، زيرا خطورات قلبى پيوسته در تحرّك بوده و براى آنها سكون و آرامشى نيست، و تحرّك خطورات بيشتر پيرامون امورى است كه از دست رفته و قابل تدارك نيست و يا درباره امور آينده است كه ناگزير آنچه مقدّر است تحقّق خواهد يافت. به هر صورت توجّه به اين خطورات مايه تضييع زمان است، چه آلت و وسيله انسان دل او و سرمايهاش عمر اوست، و هرگاه دل در يك نفس كشيدن از ذكرى كه به وسيله آن با خدا انس گيرد غافل شود، و يا از فكرى كه به سبب آن به خدا معرفت پيدا كند تا با اين معرفت محبّت او را به دست آورد غفلت ورزد بىشكّ مغبون است و