راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٦ - اقسام بندگان در دوام توبه
ترس، و ترس جز از علم، و علم جز از بصيرت و بينش و يا از شنيدن و تقليد ناشى نمىشود. بنابر اين گام نخست حضور در مجالس ذكر و سپس شنيدن با دلى است كه فارغ از ديگر مشغوليّتها و وقف بر آنچه مىشنود باشد، پس از آن با تمام فهم در آنها بينديشد، و از همه اينها ناگزير خوف به وجود مىآيد و چون خوف او قوّت يابد به كمك آن صبر ميسّر مىشود، و انگيزههايى براى طلب درمان در او پديد مىآيد و توفيق و تسهيل اين امور از سوى خداوند شامل حال او مىگردد.
بنابر اين هر كس سخن حقّ را بخوبى بشنود، ترس از خدا را شعار خود سازد، و پرهيزگارى پيشه كند، ثواب الهى را انتظار داشته و چنان باشد كه خدا فرموده است: وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى وَ أَمَّا من بَخِلَ وَ اسْتَغْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى«١٣» رستگار شده است و گرنه هنگامى كه از پا در افتد و هلاك شود لذّتهاى دنيوى كه خود را بدانها سرگرم كرده براى او سودى نخواهد داشت. بر پيامبران (ع) جز بيان راههاى هدايت تكليفى نيست، و دنيا و آخرت از آن خداست.
اگر بگويى: همه اين امور به ايمان برگشت دارد، زيرا ترك گناه جز به صبر و صبر جز به خوف، و خوف جز به دانستن بزرگى ضرر گناه ممكن نيست و تصديق بزرگى گناه به منزله تصديق خدا و پيامبر اوست و اين همان ايمان است لذا هر كس در ارتكاب گناه اصرار ورزد اصرار او دليل بر آن است كه مؤمن نيست پاسخ اين است كه بدانى اصرار بر گناه به سبب فقدان ايمان نيست بلكه به علّت ضعف آن است، زيرا هر با ايمانى تصديق دارد كه گناه سبب دورى از خدا و عذاب در آخرت است ليكن اسبابى كه او را به گناه دچار مىكند مختلف است:
اوّل- آن كه عذاب الهى غايب است و ديده نمىشود و نفس آدمى بر اين آفريده شده كه از آنچه حاضر است متأثّر شود و تأثّر او به چيزى كه در آينده وعده داده شده در مقايسه با تأثّر او نسبت به حاضر ضعيف و ناچيز است.
دوم- شهواتى كه برانگيزنده گناه است لذّات آنها نقد و محسوس است، و اين شهوات چنان نيرومند است كه گلوى آدمى را مىفشارد و به سبب اعتياد و انس و عادت
«١٣» ليل / ٨:... و جزاى نيك (الهى ) را تصديق كند ما او را در مسير آسانى قرار مى دهيم ، امّا كسى كه بخل ورزد از اين طريقه بى نيازى طلبد، و پاداش نيك (الهى ) را تكذيب كند ما بزودى او را در مسير دشوارى قرار مى دهيم و در آن هنگام كه (در جهنم يا قبر) سقوط مى كند اموالش به حال او سودى نخواهد داشت .