راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢١ - اقسام بندگان در دوام توبه
بيامد و تاج را از سر او برگرفت و پيشانى بند را باز كرد، از بالاى عرش ندا رسيد كه از جوار من دور شويد، چه كسى كه نافرمانى من مىكند در جوار من نخواهد بود. آدم (ع) در حالى كه مىگريست به حوّا نگريست و گفت: اين نخستين شومى گناه است كه ما را از جوار دوست بيرون كرد.
در اسرائيليّات آمده است: مردى زنى را از شهر ديگر به همسرى گرفت و غلام خود را فرستاد تا او را بياورد. آن زن بدان غلام مايل شد و او را به خود فرا خواند. آن غلام در برابر او مجاهده و از اجابت خواست او امتناع كرد. حق تعالى به بركت تقوايش او را مقام پيامبرى داد، و يكى از پيامبران بنى اسرائيل شد. در داستانهاى موسى (ع) آمده است كه او به خضر (ع) گفت: به چه سبب خداوند تو را بر علم غيب آگاه گردانيده است؟ پاسخ داد: به سبب آن كه گناه را به خاطر او ترك كردم. و نيز روايت شده است كه خداوند به يعقوب (ع) وحى فرمود: آيا مىدانى چرا ميان تو و فرزندت يوسف جدايى انداختم؟ عرض كرد: نه، فرمود: به سبب آن كه به برادرانش گفتى بيم دارم گرگ او را بخورد، چرا بر او از گرگ بيمناك شدى و به من اميد نداشتى؟ چرا غفلت برادرانش را در نظر گرفتى، و حفظ مرا از او در نظر نياوردى؟. همچنين هنگامى كه يوسف به نديم پادشاه گفت: مرا نزد پادشاه خود ياد كن، خداوند فرمود: فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ في السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ«٦».
امثال اين حكايات بسيار است، و قرآن و اخبار افسانه گويى نكردهاند بلكه غرض از آنها كسب عبرت و بينش است تا دانسته شود كه از گناه صغيره پيامبران چشمپوشى نشده چه رسد به گناه كبيره ديگران. آرى از سعادت آنها بود كه مجازاتشان در دنيا قرار داده شد و به آخرت موكول نگرديد، و به بدبختان مهلت داده مىشود كه هر چه بيشتر بر گناهان خود بيفزايند براى آن كه عذاب آخرت سختتر و بزرگتر است. اين نيز از جمله مطالبى است كه بايد آن را مكرّر به اصرار كنندگان در گناه گوشزد كرد زيرا در برانگيختن انگيزههاى توبه سودمند است.
سوّم- براى آنها بيان كند كه تعجيل در مجازات گناه در دنيا همواره مورد انتظار است، و همه مصيبتها و بدبختيهايى كه به بنده مىرسد به سبب جنايات اوست. بسا آن كه بنده
«٦» يوسف / ٤٣:... و ليكن شيطان يادآورى او را نزد صاحبش از خاطر وى برد و به دنبال آن چند سال در زندان باقى ماند.