راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٠ - اقسام بندگان در دوام توبه
بامداد را با ما گزاردهاى؟ عرض كرد: آرى، فرمود: إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ«٣٢». اين حديث گوياى اين است كه تجاوز كمتر از زنا به زنان گناه صغيره است، زيرا پيامبر (ص) نماز را كفّاره آن قرار داده و اين به مقتضاى قول آن حضرت است كه فرموده است:
«نمازهاى پنجگانه كفّاره گناهان ميان آنهاست بجز كباير».«٣٣» به هر حال سزاوار است انسان همه روزه خود را حسابرسى كند، و اعمال بد خود را در نظر گيرد و آنها را با كارهاى نيك بزدايد.
اگر بگويى: چگونه ممكن است استغفار از گناه بدون ترك اصرار سودمند باشد؟ چه در خبر آمده است كه «استغفار كننده از گناه در صورتى كه اصرار بر آن داشته باشد مانند استهزا كننده به آيات خداست»«٣٤» و يكى از بزرگان گفته است: من از گفتن استغفر الله استغفار مىكنم. و گفته شده است: استغفار به زبان توبه دروغگويان است، و نيز رابعه عدويّه گفته است: استغفار ما به استغفار بسيارى نياز دارد.
پاسخ اين است كه بدانى در فضيلت استغفار اخبار بىشمارى وارد شده كه ما بخشى از آنها را در كتاب اذكار و دعوات ذكر كردهايم تا آن جا كه خداوند استغفار را با بقاى پيامبر (ص) قرين كرده و فرموده است: وَ ما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ«٣٥» يكى از صحابه گفته است:«٣٦» ما را دو امان بود يكى از آنها كه بودن پيامبر در ميان ما بود از دست رفته و آن كه مانده استغفار است، اگر اين نيز برود هلاك مىشويم. مىگويد استغفارى كه توبه دروغگويان است تنها استغفار به زبان است بى آن كه دل در آن انباز باشد، مانند آن كه انسانى بر حسب عادت و از روى غفلت بگويد: أستغفر الله چنان كه در آن هنگام كه صفات آتش را مىشنود مىگويد: نعوذ باللّه (به خدا پناه مىبريم) بى آن كه دلش از آنچه بر زبان مىآورد متأثّر شود. اين استغفار
«٣٢» صحيح بخارى ، ج ٦، ص ٩٤ از حديث ابن مسعود.
«٣٣» ماءخذ آن پيش از اين مكرر ذكر شده است .
«٣٤» (( الشعب بيهقى ، ((ع ابن عساكر از ابن عباس با سندى ضعيف ، (( الجامع الصيفه . ))
«٣٥» انفال / ٣٣: و تا تو در ميان آنها هستى خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و تا استغفار مى كنند خداوند عذابشان نمى كند.
«٣٦» ترمذى آن را از ابوموسى اشعرى نقل كرده و گفته : و اين سخن اوست ، ابوالشيخ و حاكم آن را نقل كرده و صحيح دانسته اند بيهقى در (( الشعب )) گفته است : گوينده اين سخن ابوهريره است ، بيهقى در طرق ديگرى گفته گوينده ابن عباس است ، (( الدرالمنثور، )) ج ٣، ص ١٨٢.