اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥١ - اشكالات كلام مرحوم آخوند
انصارى معتقد است: در شبهات مفهوميه، استصحاب جارى نمىشود. نه استصحاب حكمى و نه استصحاب موضوعى. بنابراين وقتى استتار قرص تحقّق پيدا كرد كسى نمىتواند بگويد من استصحاب بقاء وجوب صوم را جارى مىكنم، براى اين كه نيم ساعت قبل، روزه واجب بوده و الآن شك مىكنم در اين كه آيا روزه براى من واجب است يا نه؟ زيرا يكى از شرايط استصحاب، بقاء موضوع است. و به عبارت ديگر:
در استصحاب بايد قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه به تمام معنا اتّحاد داشته باشند و در اينجا قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه دو چيز است زيرا زمانى صوم واجب بود كه آن زمان جزء روز بود ولى جزئيت اين زمان نسبت به روز براى ما مشكوك است و نمىتوانيم حكمى را كه براى جزء متيقّن از روز ثابت است براى جزء مشكوك آن ثابت كنيم. در نتيجه استصحاب حكمى جريان ندارد زيرا موضوع، احراز نشده است. و اگر بخواهيد استصحاب موضوعى جارى كنيد و بگوييد: «خودِ عنوانِ نهار را استصحاب كرده و مىگوييم: ده دقيقه قبل از استتار قرص، بهطور قطع و يقين، نهار تحقّق داشت و الآن شك داريم كه آيا نهار باقى است يا نه؟ در اين صورت بقاء نهار را استصحاب مىكنيم». مىگوييم: اين استصحاب هم درست نيست، زيرا ما در يك موضوع خارجى شك نداريم يعنى اگر از ما سؤال شود: الآن كِى است؟ خواهيم گفت: قرص خورشيد استتار پيدا كرده و مثلًا پنج دقيقه از آن گذشته و ده دقيقه به زوال حمره مشرقيّه باقى مانده است. پس ازنظر واقعيّت خارجيّه، هيچگونه ترديد و شكّى نداريم. شكّ ما در مفهوم نهار است- هرچند بهلحاظ شرعى- يعنى نمىدانيم موضوع له لفظ نهار چيست؟ آيا حدّش استتار است يا حدّ آن ذهاب حمره مشرقيّه است؟ پس وقتى شكّ ما در يك موضوع خارجى نيست چه چيز را استصحاب كنيم؟ بله، يك وقت انسان در تاريكى نشسته و نمىداند آيا زوال حمره مشرقيّه تحقّق پيدا كرده يا نه؟ در اينجا در يك واقعيت خارجى ترديد دارد و مىتواند بقاء نهار را استصحاب كند ولى در مورد شك در مفهوم، نمىتوان استصحاب را جارى كرد.