اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٨ - جواب دليل سوّم
اين دليل با توجّه به آيه شريفه (الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة) [١] و آيه شريفه (السارق و السارقة فاقطعوا أيديهما) [٢] مىباشد. كيفيت استدلال به اين صورت است كه مىگويند: شما وقتى زانى و زانيه را تازيانه مىزنيد آيا اينها در حال تازيانه خوردن، زانى و زانيه هستند؟ اگر بگوييد: «با توجه به اين كه مبدأ در آنها منقضى شده است- چون چندى قبل، زنا بين آنها تحقّق پيدا كرده و در حال تازيانه خوردن، تلبّس به مبدأ زنا ندارند- بنابراين اينها الآن زانى و زانيه نيستند». پس چرا تازيانه بخورند؟ آيه شريفه مىگويد: زانى و زانيه را تازيانه بزنيد. و اگر مىگوييد: اينها در حال تازيانه خوردن، زانى و زانيه هستند، پس بايد بگوييد: مشتق: حقيقت در اعم است و عنوان زانى و زانيه بر كسى كه مبدأ از او منقضى شده نيز حقيقتاً صادق است. و همينطور، آيه سرقت. خلاصه استدلال اين كه ظاهر اين دو آيه و امثال اين دو آيه اين است كه در حال اجراى حد، اين عناوين فاعلى به نحو حقيقت تحقّق دارد و اين در صورتى است كه مشتق، حقيقت در اعم باشد زيرا روشن است كه اينها در حال اجراى حدّ، تلبّس به مبدأ ندارند.
جواب دليل سوّم:
از اين دليل، جوابهايى داده شده است: جواب اوّل: اين را از خارج مىدانيم كه آياتى كه در مقام بيان حدود الهى وارد شدهاند كارى به اين عناوين ندارند. آنچه موجب ثبوت حد است اصل تحقّق مبدأ از
[١]- النور: ٢
[٢]- المائدة: ٣٨