اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٦ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
ماهيت انسان كه عبارت از حيوان ناطق است. از خصوصيات ماهيت اصيل اين است كه در ذات آن، هيچ ابهامى وجود ندارد. اگر از ما راجع به ماهيت انسان سؤال كنند، مىگوييم: حيوان ناطق. تمام ماهيت انسان، با وضوح و روشنى و بدون كم و زياد عبارت از حيوان ناطق است. ايشان مىفرمايد: اگر بخواهد ابهامى بر اين ماهيت عارض شود، اين ابهام نمىتواند در مرحله ذات ماهيت مطرح باشد، بلكه در ارتباط با خصوصيات فردى و عوارض مشخّصه آن مىتواند مطرح باشد، مثلًا: اگر به ما گفتند: «انسانى در خانه است». وقتى ما اين انسان را با ماهيتش ملاحظه كنيم، هيچگونه ابهامى براى ما وجود ندارد ولى همين انسان را اگر به لحاظ خصوصيات فردى او ملاحظه كنيم، احتمالاتى در او جريان دارد، سفيد پوست بودن، سياه پوست بودن، عالم بودن، جاهل بودن، بلندقد يا كوتاه قد بودن و .... قسم دوّم: ماهياتى است كه از آنها به ماهيات اعتباريه و غير متأصّله تعبير مىشود. اينها عبارت از ماهياتى هستند كه از چند ماهيت، تركيب يافته و از چند مقوله تشكيل شدهاند، و در حقيقت ماهيات متعدد را كنار هم گذاشتهاند و با يك وحدت اعتبارى به آنها نگريستهاند، مثل ماهيت صلاة. صلاة، داراى ماهيت واحدى است ولى نه ماهيت اصيله بلكه ماهيت اعتباريه، زيرا اجزاء و خصوصياتى كه در تشكيل اين ماهيت اعتبارى نقش دارند هركدام، يك ماهيت اصيله متأصّلهاند و هركدام، يك مقولهاند. اين مقولات متباينه را شارع مقدس، با يك وحدت اعتبارى به آنها نگريسته و اين واحد اعتبارى را موضوع براى حكم قرار داده و آثار و احكامى برآن مترتب كرده است. فرق اين ماهيات اعتباريه با ماهيات اصيله، در يك جهت مهم اين است كه ما گفتيم: ماهيات اصيله، در ذاتشان ابهامى نيست و ابهام، همواره در ارتباط با عوارض و خصوصيات آن ماهيات است ولى ماهيات اعتباريه، در ذاتشان ابهام وجود دارد يعنى معمولًا حدود و ثغور اين ماهيت واحده اعتباريه براى ما نامعلوم است. به عبارت روشنتر: ايشان مىفرمايد: وقتى به انسان نگاه مىكنيم مىبينيم