اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٠ - ٢- نظريّه آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
هيئت مصدرى براى افاده معنايى زايد بر مادّه وضع نشده بلكه براى امكان تنطّق به مادّه وضع شده است و زائد بر معناى مادّه بر چيزى دلالت نمىكند. حتّى اين كه مىگويند: «مصدر، در آخر معناى فارسىاش «دن» يا «تن» است» اين حرف را هم كنار مىگذاريم و مىگوييم: «ضرب، به معناى «كتك» است». آيا انسان در معناى مادّه- كه عبارت از كتك است- مىتواند تحليل عقلى به كار ببرد؟ خير، هرچه هم فعاليّت كنيم نمىتوانيم كتك را به دو معنا منحل كرده و آن را از بساطت بيرون آوريم. آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» مىگويد: ما معتقديم «ضارب» از نظر معنا همان معناى «ضَرْب» را داراست همانطور كه معناى «ضَرْب» با تحليل عقلى قابل انحلال نيست، معناى «ضارب» هم همينطور است. «ضارب» و «ضَرْب» داراى يك معنا هستند و فرقى كه بين آن دو وجود دارد در يك مسأله اعتبارى است و آن عبارت از اين است كه اگر شما «ضرب» را به صورت «بشرط لا» اعتبار كرديد، عبارت «زيدٌ ضَرْبٌ» غلط خواهد بود ولى اگر همين «ضرب» را به صورت «لا بشرط» اعتبار كرديد قيافه «ضرب» را برمىداريد و جاى آن، «ضارب» مىگذاريد و حمل «ضارب» بر زيد، يك حمل صحيح مىشود و الّا در باطن، «ضارب» به معناى «ضرب» است ولى حمل «زيد ضَرْبٌ» صحيح نيست و حمل «زيد ضارب» صحيح است و اين صحّت و عدم صحّت داير مدار اعتبار است. به عبارت ديگر: اگر معناى «ضرب» و «كتك» را «بشرط لا» ى از حمل و «بشرط لا» ى از اتّحاد با زيد ملاحظه كرديد، اين ضرب، قابل حمل بر زيد نيست ولى اگر همين معنا را به صورت «لا بشرط» ملاحظه كرديد، يعنى به گونهاى آن را ملاحظه كرديد كه بتواند بر زيد حمل شود و با آن اتّحاد پيدا كند، شما عنوان «ضارب» را به كار مىبريد. پس از جهت معنا فرقى بين ضارب و ضرب وجود ندارد و همان گونه كه «ضرب» با هيچ تحليل عقلى قابل انحلال به دو معنا نيست، «ضارب» هم بههمينصورت است. خلاصه حرف آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» اين است كه تركيبهاى دوكلمهاى مثل «ابن زيد» و «غلام عَمرو» را كنار بگذاريد. اينها ربطى به بحث ما ندارند. آنچه در