اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢ - مقدّمه اوّل عنوان بحث در صحيح و اعم
مىشود: وضع تعيينى و حقيقت تعيّنى، ولى شامل مجاز نمىشود زيرا اگر كلمه اسد را هزاران بار در رجل شجاع- بهطور مجاز- استعمال كرديم بهطورى كه نياز به قرينه از بين نرفت، اين كثرت استعمال، مصحّح اين معنا نمىشود كه بگوييم: اسد، اسم براى رجل شجاع گرديده است. ولى در مورد وضع تعيّنى- وقتى كه قرينه نياز نباشد- مىتوان گفت: اسد، اسم براى رجل شجاع شده است. بنابراين، كلام مرحوم آخوند، روى انكار حقيقت شرعيه، جريان ندارد. مگر اين كه شركت منكرين حقيقت شرعيه را در اين بحث، توجيه كنيم، آنگونه كه مرحوم آخوند توجيه كرده است. در نتيجه، تعبير مرحوم آخوند هم نمىتواند بيان درستى باشد كه شامل تمام اقوال بشود. به نظر مىرسد بايد در عنوان بحث، اينگونه تعبير كنيم كه: آيا اصل در استعمالات شارع اين است كه اين الفاظ، در معانى صحيح استعمال شده باشند يا در اعمّ از صحيح و فاسد؟ البته تطبيق اين تعبير بر كلام باقلانى مشكل است ولى چارهاى جز اين نيست.
اين تعبير، در مورد كسى كه قائل به حقيقت شرعيه است، روشن است. همچنين براى كسى كه قائل به حقيقت تعينيّه است، تعبير روشنى است زيرا مىتوان گفت: آن لفظ كه در يك معنايى تعيّن پيدا كرده آيا در خصوص معناى صحيح، تعيّن پيدا كرده است يا در معنايى اعم از صحيح و فاسد؟ اما براساس مبناى كسانى كه حقيقت شرعيه را قبول ندارند- نه بهصورت وضع تعيينى و نه به صورت وضع تعيّنى- و مىگويند تمامى اين الفاظ، مجازاً در معانى مستحدثه استعمال مىشود، استعمال الفاظ در اين معانى استعمال مجازى خواهد بود، خواه استعمال در صحيح باشد يا استعمال در فاسد. كيفيت تطبيق تعبير فوق بر كلام اينان به همان صورتى است كه مرحوم آخوند