اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٠ - بررسى كلام مرحوم آخوند
فصول رحمه الله) خواستيد از يك اشكال فرار كنيد، گرفتار اشكال ديگرى شديد. شما ديديد بين جسم و بياض، تغاير وجودى مطرح است، براى فرار از اين تغاير وجودى، از جسم و بياض، مجموع مركّبى درست كرده، آن را موضوع و بياض را محمول قرار داديد. و روشن است كه تغاير كلّ و جزء تغاير حقيقى است و شما خواستيد از مغايرت حقيقى بين جسم و بياض فرار كنيد، به يك مغايرت حقيقى ديگر گرفتار شديد. از اين بالاتر، مرحوم آخوند مىفرمايد: در قضاياى حمليّهاى كه در مقام تعريف وارد شده- مثل «الإنسان حيوان ناطق»- ما نمىبينيم كسى مسأله تركيب را مطرح كرده باشد، كسى نيامده موضوع و محمول را تركيب كرده و آن را موضوع قرار دهد و سپس جزء آن موضوع را به عنوان محمول قرار دهد. [١]
بررسى كلام مرحوم آخوند
اوّلًا: كلام مرحوم آخوند در اينجا قدرى اضطراب دارد، زيرا مرحوم آخوند خيال كرده است كه صاحب فصول رحمه الله تنها ملاك حمل را همين ملاك دوّم- يعنى مغايرت حقيقى و اتّحاد اعتبارى- قرار داده است، درحالىكه صاحب فصول رحمه الله دو ملاك براى حمل مطرح كرد و ملاك غالب و شايع، همان ملاك اوّل است و ملاك دوّم به عنوان ملاك غير شايع مطرح است. لذا مرحوم آخوند در جواب صاحب فصول رحمه الله فرموده است:
«در حمل، ملاحظه تركيب معتبر نيست». ثانياً: كجا صاحب فصول رحمه الله در قضيّه «الإنسان حيوان ناطق» مسأله تركيب را مطرح كرده است؟ صاحب فصول رحمه الله اين مطلب را در مورد جايى گفته كه موضوع و محمول، تغاير وجودى دارند و خود ايشان به اين مطلب تصريح كرده، لذا ما گفتيم:
بيان صاحب فصول رحمه الله در جواب فلاسفه است. فلاسفه، در فرق بين مشتق و مبدأ بحث مىكردند، صاحب فصول رحمه الله فرمود: «ضَرْب، با زيد تغاير وجودى دارد، ضَرْب، به
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٨٤ و ٨٥