اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٩ - ١- نظريّه مرحوم آخوند
جا مورد بحث ما قرار مىگيرد. در نتيجه ما بايد همان
دو قول اصلى
را مورد بحث و بررسى قرار دهيم كه آيا مشتق، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است يا حقيقت در اعم از متلبّس و منقضى است؟
١- نظريّه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند معتقد است: مشتق، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است. اين كلام ايشان مورد تأييد آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» نيز قرار گرفته است. [١] مرحوم آخوند براى اثبات مدّعاى خود سه دليل مطرح كرده است: دليل اوّل (تبادر): ترديدى نيست كه آنچه از هيئات مشتقات مورد بحث ما- مثل اسم فاعل و ...- به ذهن تبادر مىكند خصوص متلبّس به مبدأ در حال است. البته ما وقتى علائم حقيقت و مجاز را بحث مىكرديم گفتيم: تنها يك طريق براى اثبات حقيقت بودن وجود دارد و آن عبارت از تبادر است، حتّى تصريح اهل لغت هم فايدهاى ندارد بلكه بايد خود واضع تصريح كند كه من اين لفظ را براى اين معنا وضع كردم كه انسان از خود واضع، بدون واسطه يا با واسطهاى كه مورد وثوق باشد به دست آورد كه اين لفظ براى اين معنا وضع شده است و اين معمولًا تحقّق پيدا نمىكند. از اين كه بگذريم تنها راه اثبات حقيقت عبارت از تبادر و سبقت گرفتن معنايى از بين معانى است. دليل دوّم (عدم صحّت سلب): [٢] ما در بحث علائم حقيقت و مجاز گفتيم: عدم صحّت سلب هم به تبادر برمىگردد و اگر به تبادر برنگردد نمىتواند واقعيت پيدا كند،
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٦٨ و محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٢٤٧- ٢٤٩
[٢]- تذكر: مرحوم آخوند «صحت سلب» را به عنوان دليل دوّم بر تبادر مطرح كرده است زيرا ايشان «صحت سلب» را به لحاظ «منقضى عنه المبدأ» دانسته است و اين كه در كلام حضرت استاد «دامظلّه»، «عدم صحت سلب» مطرح شده است به اين جهت است كه ايشان عدم صحت سلب را به لحاظ «متلبس بالمبدا في الحال» در نظر گرفته است. بنابراين، فرقى بين اين دو تعبير وجود ندارد.