اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٩ - نظريه اوّل و دوم نظريه بصريين و كوفيين
حركات، سه فتحه دارد- و نه خصوصيات معنوى ضَرَبَ در ضارب وجود دارد. در ضَرَبَ- بنا بر مشهور- پاى زمان در ميان است آنهم زمان ماضى، ولى در ضارب يك چنين خصوصيتى وجود ندارد. همينطور اگر بخواهيم مصدر را به عنوان مادّه مشتقات مطرح كنيم، در باب مصدر ترديد است كه آيا در معناى مصدر نسبتى وجود دارد يا معناى مصدر، خالى از نسبت است و هيچگونه نسبت فاعلى يا مفعولى در آن تحقّق ندارد. به عبارت ديگر: ما يك وقت ضَرْب را به معناى زدن معنا مىكنيم، در زدن نسبت وجود دارد، در زدن، حدوث ضرب تحقّق دارد. و يكوقت ضَرْب را خالى از نسبت معنا مىكنيم، يعنى آن را به كتك- نه كتك زدن- معنا مىكنيم و در كتك هيچگونه نسبتى وجود ندارد. اگر ما ضَرب را داراى يك معناى مشتمل بر نسبت بدانيم، مصدر هم مانند فعل است در اين كه نه لفظ آن در مشتقات محفوظ است و نه معناى آن. امّا لفظش در مشتقات محفوظ نيست زيرا هيئت مصدر، هيئت فَعْل است و هيئت فَعْل در هيچيك از مشتقات تحقّق ندارد. هريك از مشتقات داراى هيئتهاى مخصوصى مىباشند كه آن هيئتها مغاير با هيئت فَعْل است. ما نمىتوانيم مثلًا بگوييم: در هيئت فاعل، هيئت فَعْل محفوظ است. چگونه ممكن است در يك كلمه دو هيئت جمع شوند؟ معناى مصدر هم در مشتقات محفوظ نيست زيرا معناى ضَرْب عبارت از زدن است، در معناى ضرب، «نسبةٌ ما» وجود دارد ولى معناى مشتقات ديگر اين گونه نيست. ضَرَبَ يعنى زد در زمان گذشته، يَضْرِبُ يعنى مىزند در زمان آينده و بين اينها ازنظر معنا تغاير تحقّق دارد. بنابراين اگر مصدر داراى يك معناى مشتمل بر «نسبةٌ ما» باشد همان حسابى كه فعل با مشتقات دارد مصدر هم با مشتقات دارد. نه لفظش در ضمن مشتقات محفوظ است و نه معنايش. ولى اگر مصدر را خالى از نسبت معنا كرديم، ضَرْب را به معناى كتك دانستيم نه به معناى زدن، اينجا اگرچه معناى مصدر در مشتقات محفوظ است زيرا در معناى