اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٦ - پاسخ دليل دوّم
دليل اوّل: تبادر
گفتهاند آنچه از هيئت مشتق به ذهن تبادر مىكند معناى اعمّ است. پاسخ دليل اوّل: ما گفتيم متبادر از مشتق خصوص متلبّس به مبدأ در حال است.
و مسأله صفات متضادّه كه مبادى متضادّه دارند تأييد خوبى براى مسأله تبادر بود.
دليل دوّم: مسأله اسم مفعول
قائلين به وضع مشتق براى اعمّ مىگويند: اگر زيد، مقتول عَمرو واقع شد، آيا ما مىتوانيم بگوييم: به مجرّد گذشتن يك ساعت از اين قتل، ديگر عنوان مقتول حقيقتاً بر زيد صدق نمىكند؟ و يا اگر زيد، مضروب عَمرو واقع شد و ساعتى از اين ضرب گذشت آيا مىتوان گفت: عنوان مضروب، حقيقتاً بر زيد صدق نمىكند؟ اين خلاف چيزى است كه عقلاء و عرف استفاده مىكنند. و درنظر عرف، بعد از انقضاء قتل و ضرب نيز عناوين مقتول و مضروب به صورت حقيقت بر زيد اطلاق مىشود. و اين كشف مىكند كه مشتق براى اعم از متلبّس و منقضى وضع شده است.
پاسخ دليل دوّم:
اوّلًا: اگرچه ما گفتيم اسم مفعول داخل در محلّ نزاع است امّا مرحوم صاحب فصول و محقّق نائينى عقيده داشتند كه اسم مفعول از محلّ نزاع در باب مشتق خارج است. ولى ما اين حرف را نپذيرفتيم و گفتيم: بين اسم مفعول و اسم فاعل و مشتقات ديگرى كه محلّ بحث واقع شده فرقى وجود ندارد و اشاره بهخصوص اسم مفعول به اين جهت است كه اختلاف در مورد آن مطرح گردد. ثانياً: اين كه شما مىگوييد: «هذا مقتول زيد» آيا جرى و نسبت اين مقتوليّت را بهلحاظ چه حالى قرار مىدهيد؟ زيدى كه ديروز مضروب عَمرو واقع شده و شما امروز مىگوييد: «زيد مضروب عمرو» آيا مرادتان اين است كه زيد بهلحاظ امروز مضروب عَمرو است؟ اگر چنين است چه كسى گفته اين اطلاق به نحو حقيقت است؟ اين اطلاق،