اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٢ - نظريه مرحوم آخوند
نظريه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند معتقد است استعمال لفظ در اكثر از معنا- به اين كيفيتى كه مطرح كرديم- مستحيل است. ايشان در مقام استدلال بر اين مطلب عبارتى را ذكر كرده است كه مرادشان را به خوبى روشن نمىكند، زيرا در آن احتمالاتى مطرح است. ما در اينجا ابتدا مفاد كلام ايشان را مطرح كرده و سپس احتمالاتى را كه در آن وجود دارد مورد بررسى قرار مىدهيم تا ببينيم آيا در ارتباط با اين احتمالات مىتوان مسأله استحاله را مطرح كرد يا اين كه بنا بر هيچكدام از اين احتمالات، مسأله استحاله مطرح نيست. مرحوم آخوند مىفرمايد: معناى استعمال- به صورت كلّى، نه در خصوص ما نحن فيه- اين نيست كه ما لفظ را علامت براى معنا قرار دهيم، تا اين كه همينجا كسى بيايد مسئله را تمام كند و بگويد: «چه اشكالى دارد كه چيزى علامت بر دو معنا باشد؟ مگر وقتى چيزى علامت شد، حتماً بايد علامت براى يك چيز باشد؟ خير، ممكن است يك چيز، علامت براى دو چيز واقع شود. يك لفظ، علامت و نشانه براى دو معنا باشد». ايشان مىفرمايد: معناى استعمال، علامت بودن لفظ براى معنا نيست بلكه معناى استعمال اين است كه انسان لفظ را فانى در معنا و وجه براى آن قرار دهد به طورى كه گويا لفظْ همان معناست، بههمينجهت است كه حسن و قبح معانى، به الفاظ سرايت مىكند. انسان مىگويد: چرا حرف زشت مىزنى؟ در حالى كه زشتى مال معناست و معنا و لفظ- همان گونه كه قبلًا گفتيم- از دو مقوله متضادند. آنوقت اگر يكى از دو مقوله قبيح شد، چه معنا دارد كه مقوله ديگر هم قبيح شود؟ لفظ از مقوله لفظ و صوت است و معنا از مقوله واقعيات است ولى با توجه به اين كه لفظ، فانى در معناست و حقيقت استعمال اين است كه گويا لفظ، خودش را قربانى در معنا مىكند و فانى در معنا قرار مىگيرد، حُسن و قُبح معنا، در معنا متوقف نشده و به لفظ هم سرايت مىكند و لفظ، موصوف به حَسَن و قبيح مىشود.