اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - نظريه مرحوم آخوند
برآن دلالت مىكنند. ولى گاهى اجزاء و شرايط، به واسطه قرينه عامّه فهمانده مىشود، مثل اينكه بگويد: «صلِّ» و آتِ ساير الأجزاء و الشرائط. در اين صورت مىتوان كلام باقلانى را داخل در بحث كرد و گفت: براساس مذهب باقلانى، نزاع در اين است كه آيا مفاد اين قرينه عامّهاى كه كنار «صلّ»- به معناى لغوى دعا- گذاشته مىشود و دلالت بر ساير اجزاء و شرايط مىكند، تماميت اجزاء و شرايط است؟- كه ما از آن به صحيح تعبير مىكنيم- يا اينكه اجزاء و شرايط في الجملة اراده شده است هرچند تمام نباشد؟ كه ما از آن به اعم تعبير مىكنيم. بر اين اساس، محلّ بحث را نمىتوان روى «صلّ» قرار داد زيرا «صلِّ» در معناى لغوى استعمال شده و در مورد معناى لغوى، صحت و فساد مطرح نيست. صحت و فساد در ارتباط با مجموعه است، به اعتبار اينكه گاهى تام است كه از آن به صحيح تعبير مىشود و گاهى ناقص است كه از آن به فاسد تعبير مىشود.
مقدّمه دوّم: معناى صحت و فساد
يكى از مقدماتى كه در بحث صحيح و اعم بايد مورد بررسى قرار گيرد معناى صحت و فساد است.
نظريه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند، در اينجا و در بحث «آيا نهى در عبادات و معاملات مقتضى فساد آن است؟»، عنوان صحت و فساد را مطرح كرده و مىفرمايد: ظاهراً صحت داراى معنايى است كه همه علوم و تعبيرات در مورد آن اتفاق دارند.
آن معنا عبارت از تماميت است. مرحوم آخوند، عنوان فساد را معنا نمىكند ولى با