اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٥ - بررسى كلام صاحب معالم رحمه الله
سپس صاحب معالم رحمه الله نتيجهگيرى كرده مىفرمايد: وقتى قيد وحدت، در معناى موضوع له دخالت داشت، شما اگر خواستيد كلمه «عين» را در استعمال مفرد در دو معنا استعمال كنيد، معنايش اين است كه اين قيد وحدت را مىخواهيد كنار بزنيد، معنايش اين است كه مىخواهيد جزء موضوع له را كنار بزنيد. كلمه «عين» براى «عين باكيه با قيد وحدت» وضع شده است و شما كه مىخواهيد از آن، دو معنا را اراده كنيد بايد جزء موضوع له- يعنى قيد وحدت- را از موضوع له كم كنيد، در نتيجه لفظ موضوع براى كلّ را در جزء استعمال مىكنيد و چنين استعمالى مَجاز است. [١] يك بيانى هم ايشان در ارتباط با تثنيه و جمع دارد كه ما پس از بررسى كلام ايشان در مورد مفرد به بررسى آن خواهيم پرداخت.
بررسى كلام صاحب معالم رحمه الله
بر كلام صاحب معالم رحمه الله اشكالاتى وارد است: اشكال اوّل: شما كه مىگوييد: «قيد وحدت، در موضوع له دخالت دارد و واضع، همانطور كه ذات معنا را ملاحظه كرده، قيد وحدت را هم ملاحظه كرده است» چه دليلى براى اين حرف داريد؟ اگر شما بخواهيد در اين ارتباط كتابهاى لغت را به عنوان مدرك خود قرار دهيد مىگوييم: در هيچيك از كتابهاى لغت، وقتى كلمه «عين» را مطرح مىكنند، «قيد وحدت» را به عنوان جزء معنا ذكر نكردهاند. ما گاهى الفاظى داريم كه براى دو معناى متضادّ وضع شدهاند، مثلًا كلمه «قُرْء» كه مشترك لفظى بين «طهر» و «حيض» است و ما در هيچيك از كتابهاى لغت مشاهده نمىكنيم كه وقتى مىخواهند «قرء» را معنا كنند، بگويند: «قُرء، براى طُهر با قيد وحدت و براى حيض با قيد وحدت وضع شده
[١]- معالم الدين، ص ٣٩