اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٥ - پاسخ مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله
حلول مطرح است. يعنى اينان در حقيقت در مقابل اشاعره قرار گرفتهاند. اشاعره روى قيام حلولى تكيه دارند و اينان هم قيام حلولى را نفى مىكنند و به نظرشان نفى قيام، كلىّ است و دليلشان اين است كه در مورد ضَرْب و حلول ضَرْب ما ملاحظه مىكنيم كه در مولَم، اثر درد و حلول درد تحقّق دارد ولى در مولِم هيچ قيام حلولى نيست. در «مضروب» قيام حلولى تحقّق دارد ولى در «ضارب» تحقّق ندارد. بههمينجهت گفتهاند: قيام مبدأ به ذات معتبر نيست، زيرا مقصود از قيام، قيام حلولى است و قيام حلولى در مورد ضارب و مولِم تحقّق ندارد.
نظريّه سوّم: نظريّه صاحب فصول رحمه الله
صاحب فصول رحمه الله دايره قيام را توسعه داده و گفته است: لازم نيست قيام به نحو حلول باشد بلكه ممكن است به نحو حلول يا به نحو صدور يا غير اينها باشد. سپس صاحب فصول رحمه الله دچار اشكال شده و فرموده است: اگر ما در باب مشتق، قيام صدورى يا حلولى و امثال اينها را معتبر بدانيم اشكال ديگرى- علاوه بر اشكالى كه در جهت اوّل ذكر شد- در مورد «اللَّه تعالى عالم» به وجود مىآيد زيرا ما نمىتوانيم بگوييم: «علم، قيام صدورى دارد به خداوند» همان گونه كه نمىتوانيم بگوييم: «علم، قيام حلولى دارد به خداوند» بلكه اينجا اصلًا قيامى در كار نيست. اينجا، عينيّت مطرح است. لذا ايشان مجدداً حرف قبلى خود را تكرار كرده مىفرمايد: ما مىگوييم:
«اللَّه تعالى عالمٌ» يا مجاز است و يا نقلى در آن تحقّق پيدا كرده است. [١]
پاسخ مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله
مرحوم آخوند در جواب صاحب فصول رحمه الله مىفرمايد: در مورد «عالم» در «اللَّه تعالى عالم» سه احتمال مطرح است: يكى اين كه واقعاً همين معناى عالِم يعنى «من
[١]- الفصول الغروية في الاصول الفقهيّة، ص ٦٢