اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤١ - اشكال در مورد مشتقاتى چون «معدوم» و «ممتنع»
اشكال در مورد مشتقاتى چون «معدوم» و «ممتنع»
بعضى از مشتقات وجود دارند كه عنوان تلبّس به مبدأ در آنها وجود ندارد، يعنى اينطور نيست كه ذاتى باشد و تلبّس داشته باشد آن ذات به آن مبدأ، مثل عنوان «معدوم» و «ممتنع». روشن است كه ما ذات متلبّس به عدم و يا ذات متلبّس به امتناع نداريم، زيرا اگر قرار باشد ذات متلبّس به عدم داشته باشيم، بر اساس قاعده فلسفى «ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبَت له» [١] بايد ذات، ثبوت داشته باشد يعنى يك ذات متحقّقى داشته باشيم كه متلبّس به عدم باشد. درحالىكه اين دو با يكديگر جمع نمىشوند. چگونه ممكن است ذاتى وجود داشته باشد و درعينحال متلبّس به عدم باشد؟ چنين چيزى غيرممكن است. پاسخ اشكال: قاعده «ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبَت له» در مورد جايى است كه واقعاً ذاتى داشته باشيم و تلبّسى. اگر ما در معناى مشتق قائل به تركّب شديم و ذات را در معناى مشتق اخذ كرديم، اين اشكال شما وارد است ولى اگر معناى مشتق را بسيط دانستيم- كه در مباحث آينده بهطور مبسوط پيرامون آن سخن خواهيم گفت- و گفتيم: «ذات، در معناى مشتق دخالت ندارد»، ديگر قاعده «ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبَت له» در مورد مشتق مطرح نخواهد بود. در اين صورت، «معدوم» خودش حكايت از يك معناى بسيط مىكند و نياز به يك ذات كه عدم يا امتناع براى آن ثابت باشد ندارد و قاعده فرعيت هم در مورد آن جريان ندارد. اشكال: اگر «معدوم» و «ممتنع» را به تنهايى ملاحظه كنيم، مىتوانيم بساطت معناى آنها را بپذيريم و بگوييم: «در «معدوم» و «ممتنع»، نياز به ذات نداريم و قاعده فرعيت جريان ندارد». ولى اگر اين دو عنوان را در قضيّه حمليه به كار ببريم و مثلًا بگوييم: «زيد معدوم»، آيا در اينجا هم قاعده فرعيت جريان ندارد؟ چه فرقى ميان «زيد معدوم» و «زيد قائم» وجود دارد؟ همانطور كه ثبوت قائم براى زيد، فرع ثبوت
[١]- بداية الحكمة، ص ٢٠